تبليغاتX
زيبا ...

شنبه بیستم تیر 1388

ورشكسته ها و بحران زده هاي اقتصادي بخوانند ....

سلام ...

بعد از مدتها تونستم يك بار ديگه بنويسم ...

اما اين بار قصد دارم وارد سياست بشم ...

انگيزه من اين بود كه ميبينيم اين روزها كشورهاي به اصطلاح پيشرفته (اما در واقع ، در حال عقب گرد) با وجود شكستهاي گسترده اقتصادي و بحرانهاي مهار ناشده و تداوم يافته خود ، همچنان طلبكارانه براي همه ملل جهان نسخه مي پيچند و خود را در همان بالا بالاها حس مي كنند ....

اما بد نيست از زاويه اي ديگر به موضوع بنگريم ....

اگر بر اساس همان دسته بندي سنتي ، ملل جهان را تقسيم كنيم ، دو دسته هستند كه در مسائل اقتصادي حرفي براي گفتن دارند :

1_ كشورهاي توسعه يافته ....

2_ كشورهاي در حال توسعه ....

دسته اول مدتهاست سير قهقرايي را پيش رو دارند و حتي در اجلاس اخير جي 8 ايتاليا از طرح كنترل بحرانهاي اقتصادي روز افزون خود ، حتي به صورت تبليغاتي نيز خودداري كردند و اعلام نمودند كه به اين زوديها مردم منتظر مهار آن نباشند ....

بنابراين ، در واقع حرفي براي گفتن ندارند بلكه بايد گوشي براي شنيدن داشته باشند تا اشتباهات گذشته خود را دريافته و جبران كنند ....

اما دسته دوم كه كم يا زياد در حال تداوم پيشرفت و توسعه هستند ، و به نسبت معكوس آن هم از اين بحران متأثر ، اما حرفهاي زيادي براي گفتن دارند ....

چرا كه رو به جلو دارند ... ولو اينكه هنوز از كشورهاي در حال سقوط اقتصادي عقبترند ....

پس مي ماند تغيير جهت يك فلش توصيه از كشورهاي در حال توسعه به كشورهاي در حال ورشكستگي ....

نوشته شده توسط زيبا در 6:58 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه نهم فروردین 1388

عدالت در دنياقابل اجرا هست آيا ...؟

از ديدگاه يك مسلمان ، انسانها محترمند مگر خود موجب شكستن حرمت خود شوند و از اصول انسانيت مانند احترام به ديگران و پايبندي به پيمان و زندگي مسالمت آميز بيرون روند ...

اسلام از همه ما مي خواهد كه عدالت اجتماعي را در گستره زمين حكمفرما كنيم  ...

اما از ديد اسلام ، عدالت دقيق و واقعي در (فقط) اين دنيا ممكن نيست برپاشود ...

براي رسيدن به آن ، روز جزا را قرار داده ...

روزي كه در آنروز همه چيز برملا شده و هيچكس با هيچ ترفندي نخواهد توانست كسي را بازي داده يا فريب دهد ...

روزي كه هر كس هر چه كرده ، مانند كشاورزي كه چيزي كشت كرده ، برداشت مي كند ...

نيكي ها ، خود به كننده خود برمي گردند و البته چند يا چندين برابر ...

و بدي ها نيز به كننده خود باز مي گردند ...

همانها ميشوند بهشت و دوزخ ...

نوشته شده توسط زيبا در 13:17 |  لینک ثابت   • 

جمعه دوازدهم مهر 1387

معجزه قرآن یا فتنه گمراهان ...؟

از زمان علم کردن رشاد خلیفه و معجزه ادعایی او و پس از آن ، ترفیع درجه اش به رسالت ، عده بسیاری فریب این پیامبر دروغین را خورده و دچار لغزش در دین شده و به حزبی گرویده اند که ابزار کنترلش در اختیار سازمانهای مافیایی زیرزمینی همچون فراماسونری است ....
 
در واقع جناب دکتر رشاد خلیفه ، مبدع و کاشف این روابط ریاضی دچار لغزش بزرگی شده و برای به اثبات رساندن فرمول 19 خود ( نه براستی برای اثبات قرآن و نه حقانیت اسلام ..... توجه کنید ...) به ورطه تحریف و دست بردن در آیات الهی افتاده و دو آیه آخر سوره توبه را صرفا بدلیل عدم همخوانی با فرمول خود ، از قرآن حذف و قرآنی ناقص را چاپ ، تکثیر و توزیع نموده است ....
این کار ایشان نه به نفع اسلام و قرآن ... که تیشه ایست به ریشه اسلام و حیثیت و اعتبار قرآن ....
بنا بر این همانطور که خود قرآن نیز در ذکر عدد فتنه آمیز 19 پیشبینی فرموده :
ساصلیه سقر ﴿26﴾ وما ادراک ما سقر ﴿27﴾ لا تبقی ولا تذر ﴿28﴾ لواحة للبشر ﴿29﴾ علیها تسعة عشر ﴿30﴾ وما جعلنا اصحاب النار الا ملائکة وما جعلنا عدتهم الا فتنة للذین کفروا لیستیقن الذین اوتوا الکتاب ویزداد الذین آمنوا ایمانا ولا یرتاب الذین اوتوا الکتاب والمومنون ولیقول الذین فی قلوبهم مرض والکافرون ماذا اراد الله بهذا مثلا کذلک یضل الله من یشاء ویهدی من یشاء وما یعلم جنود ربک الا هو وما هی الا ذکری للبشر ﴿31﴾

به زودی او را به سقر (دوزخ سوزان) در آورم (26)و تو چه دانى كه آن سقر چيست (27) نه زنده مى‏گذارد و نه رها مى‏كند(28)پوستها را سياه مى‏گرداند (29) [و] بر آن [دوزخ] نوزده (19) [نگهبان] است (30) و ما موكلان آتش را جز فرشتگان قرار نداديم و شمار آنها (19)را جز فتنه یى براى كسانى كه كافر شده‏اند قرار نداديم تا آنان كه کتاب به آنان عرضه شده يقين کنند و ايمان كسانى كه ايمان آورده‏اند افزون گردد و آنان كه كتاب به ايشان داده شده و [نيز] مؤمنان به شك نيفتند و تا كسانى كه در دلهايشان بيمارى است و كافران بگويند خدا از اين وصف‏كردن چه چيزى را اراده كرده است اين گونه خدا هر كه را بخواهد بيراه مى‏گذارد و هر كه را بخواهد هدايت مى كند و بر سپاهيان پروردگارت جز او کسی آگاه نیست و اين [آيات] جز تذكارى براى بشر نيست (31)

ما می پذیریم یکی از جنبه های اعجاز قرآن رمز و رموزی است که به صورت عددی نمایان شود ...
اما اینکه همین رمز و رموز تیشه بشود و به جان اصالت و اعتبار آن افتاده و هزاران تردید و دودلی در مقبولیت آن در میان ملل بیافریند ، این نشانه همان دست پنهان شیطان است ....
گرچه رنگ و لعاب دفاع از حقانیت اسلام و قرآن را داشته باشد ....
نوشته شده توسط زيبا در 16:37 |  لینک ثابت   • 

جمعه دوازدهم مهر 1387

آياتضميني هست كه اسلام جاودانه بماند ...؟

سلام ...

به نظر من خير ...

 هيچ ضمانتي نيست مگر به دست قاطبه بشريت ... به دست خودمان ...

اگر بشريت به تعصبات جاهلي و قومي خود باز گردد و چشم بر حقايق و دانسته ها ببندد و روش گفتمان و منطق و درايت را كنار نهد ، مسلما نه از تاك نشان ماند و نه از تاك نشان ...

نه فقط مسلمان نخواهند بود ، انسان هم نخواهند بود ...

چون اسلام در جوامع متعصب و نژادپرستي ظهور كرد كه از اين نظر بر هم هيچ برتري يي نداشتند ...

عربها به عرب بودن و نژاد برتر بودن خود مي باليدند ...

فارسها به ايراني بودن و برتري نژاد خود بر ديگران ...

رومي ها بر رومي بودن خود و برتري نژادي خود بر ديگر اقوام ...

يهودي ها بر بني اسرائيلي بودن خود و نژاد برتر دانستن خود از ديگران ...

و ....

همه سر و ته يك كرباس بودند ...

اسلام بود كه با انفجار خود نوري در اين فضاي دود آلود و تيره پراكند و همه جا را روشن كرد تا انسانها بجز خودشان ديگران را نيز ببينند و از پوسته حماقت نژادپرستي به در آيند ...

اسلام بود كه پرده هاي ضخيم جهالتهاي قومي و طبقاتي را دريد و عقل سالاري ، اخلاق سالاري ، پرهيزگارسالاري را به جاي آن نشاند ...

تا زماني كه اين روند (ولو كند يا متناوب) ادامه داشته باشد ، مي توان باور داشت اسلام (همان توحيد ابراهيمي و خالص) در حال پيشرفت است ....

نوشته شده توسط زيبا در 12:18 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه هشتم مهر 1387

کوس رسوایی

چندی است صدای شکستن استخوانهای کاپیتالیسم گوش عدالت طلبان را نوازش می دهد ...

فضیحتهای متوالی بزرگترین غول اقتصاد (آمریکا) فعلا بزرگترین ساختارهایش (بانکها) را به ورشکستگی کامل می کشاند ...

گذشته از اینکه این وضعیت چه فوایدی می تواند برای کشورهای تحت ستم داشته باشد ،از درون نیز آنها را به خود مشغول کرده و دیگر رقبای حریص آمریکا را نیز به فکر فرو برده ...

آیا این یکی از مراحل همان انقراضی است که قبلا نیز چند نمونه از واقعیتهای آن یاد کرده بودم ...؟

 

نظر شما چیست ...؟

نوشته شده توسط زيبا در 10:12 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه سوم مهر 1387

تسبيح مدرن به مناسبت ماه مبارك ...

سلام ...
به اين تسبيح غير عادي نگاه كنيد ...
يك كنترل تلويزيون است كه با فشردن هر دانه اش كانالي عوض شده ، صدا ، رنگ و پارامترهاي ديگر صوت و تصوير كم و زياد شده و شبكه مورد نظر تنظيم مي گردد ....
 
 
remote control - beads

 
 

 
 

remote control - beads
 

 
 




ميتوان از آن براي ذكر نيز سود جست ... و در همان حال تلويزيون را نيز كنترل نمود ...
نوشته شده توسط زيبا در 15:19 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه یکم مهر 1387

افسران CIA در چت رومها و وبلاگهاي فارسي چه مي كنند ...؟

۱۷ شهريور ۱۳۸۷ 
رژيم صهيونيستي با ايجاد مراكز ويژه اي ارتباطهاي اينترنتي اسلامگرايان را پايش می‏كند.
 
به گزارش "الف"، فاكس نيوز اعلام كرد يك شركت اسرائيلي كه اكثر اعضاي آن از افسران سابق اطلاعاتي ارتش اسرائيل هستند، براي رهگيري تبادل اطلاعات اسلامگرایان فعاليت مي كنند.
 
 
بنابراین گزارش،  وظیفه اين افراد پايش چت  روم ها و پايگاههاي اينترنتي و رهگيري ارتباطات است. افرادي كه براي اين شركت كار مي كنند به زبان هاي فارسي و عربي تسلط دارند
 
به گفته كارشناسان اسرائيلي دستگاههاي اطلاعاتي امريكا و اروپا به اندازه اسرائيل كارشناسان زباندان و آشنا به اينترنت ندارند.
 
 
 
 
 
پيشتر نيز آمريكا به جاسوسي اينترنتي از وبلاگها ، چت رومها و فارومهاي فارسي ( و عربي و اردو) زبان اذعان كرده بود :
 
امريكا كاربران ايراني اينترنت را رصد مي‌كند

۲۶ آذر ۱۳۸۶
رئيس تيم "ارتباط الكترونيك" در وزارت امور خارجه آمريكا، از كنترل و رصد كاربران ايراني در اينترنت خبر داد.
به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از پايگاه خبري شبكه تلويزيوني "العربيه"، "وليد جواد" بنيان‌گذار اين تيم اطلاعاتي كه كار خود را از يك سال پيش در وزارت امور خارجه آمريكا آغاز كرده است در اين باره گفت: «تيم "ارتباط الكترونيك" متشكل از 9 نفر است كه دو تن از آنان، فارسي‌زبان هستند و كار اصلي آنها، بررسي وبگاه‌ها و انجمن‌هاي اينترنتي ( = تالار گفتمان ) و درج نظرات با نام‌هاي حقيقي براي توضيح سياست خارجي آمريكا بويژه در قبال منطقه خاورميانه است.»
وي با بيان اينكه وظيفه اصلي اعضاي اين تيم، برقراري ارتباط با كاربران اينترنت در جهان اسلام است، گفت: «در مجموع 9 نفر در اين تيم فعال هستند كه شش نفر از آنها مسلط به زبان "عربي"، دو نفر مسلط به "فارسي" و يك نفر مسلط به زبان "اردو" است كه كارشان ارتباط گيري، درج نظرات براي مقالات و مطالب منتشر شده در وبگاه‌هاي فعال در اين سه زبان و نيز توضيح فعالانه اهداف سياست خارجي آمريكا براي آنهاست.»
بنيان‌گذار اين تيم اطلاعاتي ادامه داد: « ما همچنين در چارچوب اداره رسانه‌هاي خارجي وزارت امور خارجه آمريكا فعاليت داريم و همكاران ما نيز در [پاسخ به] سؤالات اين وزارت‌خانه مشاركت دارند. در واقع، نظرات ما به عنوان خميرمايه فكري سياست‌خارجي آمريكا را تشكيل مي‌دهد زيرا ما عرب‌تبار هستيم و جهان عرب را بخوبي درك مي‌كنيم.»
وي تصريح كرد: «البته ما با وبگاه‌هاي تندروي اسلامي، كاري نداريم زيرا كاربران آنها را مسلماناني با افكار بسته، تنگ‌نظرانه، سطحي، احساساتي تشكيل مي‌دهند كه از پيش تصميم گرفته‌اند آمريكا را دشمن خود قلمداد و با آن مبارزه كنند.»
وي در توضيح فعاليت‌هاي اين تيم، با بيان اين عقيده كه در بسياري از مواقع، رسانه‌ها هستند كه بر تصميمات غير واقعي دولت‌هاي اسلامي تأثير مي‌گذارند، گفت: اگر شخصي كه ما با وي از طريق اينترنت ارتباط مي‌گيريم، سؤالاتي داشته باشد و بخواهد به حقيقت موضوعات دست يابد، ما موظفيم تا جايي كه امكان دارد با صراحت كامل، درباره آمريكا براي او توضيح دهيم زيرا بسياري از كاربران در اين كشورها معتقدند آمريكا در چنگال صهيونيست‌ها و لابي اسرائيل است اما ما بايد اين مسأله را براي آنان جا بيندازيم كه سياست آمريكا يك سياست "باز" است و هر گروهي مي‌تواند براي خود در اين كشور، لابي ويژه‌اي داشته باشد.
"وليد جواد" توضيح داد: «تيم ما تلاش دارد تا از طريق اين قبل ارتباط گيري‌ها، سياست‌پردازان و قانون‌گذاران كشورهاي طرف ارتباط را با ديدگاه‌هاي خود آشنا كند و "نظريه توطئه" را در نظر آنان كمرنگ كند.»
وي در پاسخ به اين پرسش كه آيا برنامه تيم "ارتباط الكترونيك" يك "برنامه جاسوسي واقعي" (Spyware) است يا خير، گفت: « برنامه‌هاي جاسوسي، برنامه‌هايي سري هستند در حالي كه كار ما، سري نيست بلكه ما با اسامي واقعي‌مان و آشكارا كار مي‌كنيم.»
اين كارمند وزارت امور خارجه آمريكا با بيان اينكه ما به شغل خود افتخار مي‌كنيم، افزود: «اگر آن‌گونه كه برخي مي‌گويند، ما جاسوس سيا باشيم بهتر بود كه با اسامي غير واقعي فعاليت مي‌كرديم و اعلام نمي‌كرديم كه ما كارمند وزارت امور خارجه هستيم؛ بنابراين چنين اتهاماتي منطقاً بي‌اساس است.»
وي در بيان مشكلات تيم خود گفت: «ما با اين اتهام مواجه هستيم كه چگونه توانسته‌ايم برغم عرب‌تبار بودن، در وزارت امور خارجه آمريكا فعاليت كنيم كه پاسخ اين پرسش اين است كه ما كار مي‌كنيم تا آمريكا و جهان عرب را به هم نزديك كنيم.»
۱۷ شهريور ۱۳۸۷ 
رژيم صهيونيستي با ايجاد مراكز ويژه اي ارتباطهاي اينترنتي اسلامگرايان را پايش می‏كند.
 
به گزارش "الف"، فاكس نيوز اعلام كرد يك شركت اسرائيلي كه اكثر اعضاي آن از افسران سابق اطلاعاتي ارتش اسرائيل هستند، براي رهگيري تبادل اطلاعات اسلامگرایان فعاليت مي كنند.
 
 
بنابراین گزارش،  وظیفه اين افراد پايش چت  روم ها و پايگاههاي اينترنتي و رهگيري ارتباطات است. افرادي كه براي اين شركت كار مي كنند به زبان هاي فارسي و عربي تسلط دارند
 
به گفته كارشناسان اسرائيلي دستگاههاي اطلاعاتي امريكا و اروپا به اندازه اسرائيل كارشناسان زباندان و آشنا به اينترنت ندارند.
 
 
 
 
 
پيشتر نيز آمريكا به جاسوسي اينترنتي از وبلاگها ، چت رومها و فارومهاي فارسي ( و عربي و اردو) زبان اذعان كرده بود :
 
امريكا كاربران ايراني اينترنت را رصد مي‌كند

۲۶ آذر ۱۳۸۶
رئيس تيم "ارتباط الكترونيك" در وزارت امور خارجه آمريكا، از كنترل و رصد كاربران ايراني در اينترنت خبر داد.
به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از پايگاه خبري شبكه تلويزيوني "العربيه"، "وليد جواد" بنيان‌گذار اين تيم اطلاعاتي كه كار خود را از يك سال پيش در وزارت امور خارجه آمريكا آغاز كرده است در اين باره گفت: «تيم "ارتباط الكترونيك" متشكل از 9 نفر است كه دو تن از آنان، فارسي‌زبان هستند و كار اصلي آنها، بررسي وبگاه‌ها و انجمن‌هاي اينترنتي ( = تالار گفتمان ) و درج نظرات با نام‌هاي حقيقي براي توضيح سياست خارجي آمريكا بويژه در قبال منطقه خاورميانه است.»
وي با بيان اينكه وظيفه اصلي اعضاي اين تيم، برقراري ارتباط با كاربران اينترنت در جهان اسلام است، گفت: «در مجموع 9 نفر در اين تيم فعال هستند كه شش نفر از آنها مسلط به زبان "عربي"، دو نفر مسلط به "فارسي" و يك نفر مسلط به زبان "اردو" است كه كارشان ارتباط گيري، درج نظرات براي مقالات و مطالب منتشر شده در وبگاه‌هاي فعال در اين سه زبان و نيز توضيح فعالانه اهداف سياست خارجي آمريكا براي آنهاست.»
بنيان‌گذار اين تيم اطلاعاتي ادامه داد: « ما همچنين در چارچوب اداره رسانه‌هاي خارجي وزارت امور خارجه آمريكا فعاليت داريم و همكاران ما نيز در [پاسخ به] سؤالات اين وزارت‌خانه مشاركت دارند. در واقع، نظرات ما به عنوان خميرمايه فكري سياست‌خارجي آمريكا را تشكيل مي‌دهد زيرا ما عرب‌تبار هستيم و جهان عرب را بخوبي درك مي‌كنيم.»
وي تصريح كرد: «البته ما با وبگاه‌هاي تندروي اسلامي، كاري نداريم زيرا كاربران آنها را مسلماناني با افكار بسته، تنگ‌نظرانه، سطحي، احساساتي تشكيل مي‌دهند كه از پيش تصميم گرفته‌اند آمريكا را دشمن خود قلمداد و با آن مبارزه كنند.»
وي در توضيح فعاليت‌هاي اين تيم، با بيان اين عقيده كه در بسياري از مواقع، رسانه‌ها هستند كه بر تصميمات غير واقعي دولت‌هاي اسلامي تأثير مي‌گذارند، گفت: اگر شخصي كه ما با وي از طريق اينترنت ارتباط مي‌گيريم، سؤالاتي داشته باشد و بخواهد به حقيقت موضوعات دست يابد، ما موظفيم تا جايي كه امكان دارد با صراحت كامل، درباره آمريكا براي او توضيح دهيم زيرا بسياري از كاربران در اين كشورها معتقدند آمريكا در چنگال صهيونيست‌ها و لابي اسرائيل است اما ما بايد اين مسأله را براي آنان جا بيندازيم كه سياست آمريكا يك سياست "باز" است و هر گروهي مي‌تواند براي خود در اين كشور، لابي ويژه‌اي داشته باشد.
"وليد جواد" توضيح داد: «تيم ما تلاش دارد تا از طريق اين قبل ارتباط گيري‌ها، سياست‌پردازان و قانون‌گذاران كشورهاي طرف ارتباط را با ديدگاه‌هاي خود آشنا كند و "نظريه توطئه" را در نظر آنان كمرنگ كند.»
وي در پاسخ به اين پرسش كه آيا برنامه تيم "ارتباط الكترونيك" يك "برنامه جاسوسي واقعي" (Spyware) است يا خير، گفت: « برنامه‌هاي جاسوسي، برنامه‌هايي سري هستند در حالي كه كار ما، سري نيست بلكه ما با اسامي واقعي‌مان و آشكارا كار مي‌كنيم.»
اين كارمند وزارت امور خارجه آمريكا با بيان اينكه ما به شغل خود افتخار مي‌كنيم، افزود: «اگر آن‌گونه كه برخي مي‌گويند، ما جاسوس سيا باشيم بهتر بود كه با اسامي غير واقعي فعاليت مي‌كرديم و اعلام نمي‌كرديم كه ما كارمند وزارت امور خارجه هستيم؛ بنابراين چنين اتهاماتي منطقاً بي‌اساس است.»
وي در بيان مشكلات تيم خود گفت: «ما با اين اتهام مواجه هستيم كه چگونه توانسته‌ايم برغم عرب‌تبار بودن، در وزارت امور خارجه آمريكا فعاليت كنيم كه پاسخ اين پرسش اين است كه ما كار مي‌كنيم تا آمريكا و جهان عرب را به هم نزديك كنيم.»
 
 
 
 
و اين يكي :
 
حضور سيا در وبلاگ‌هاي ايراني و چت‌روم‌ها
۲۸ بهمن ۱۳۸۶ بخشي از سازمان اطلاعات مركزي آمريكا بنام "مركز منابع باز" (Open Source Center) فقط وظيفه دارد كه در اينترنت، در سايت ها و وبلاگ هاي شخصي به جستجو پرداخته و پس از جمع آوري و ترجمه اطلاعات بدست آمده، آنها را آناليز نمايد.
 
به گزارش جهان، داك نكوين (Doug Naquin) مدير اين مركز مي گويد: ما بدنبال اطلاعات به هر جا سر مي كشيم.
 
وي با اشاره به سايت هائي از قبيل My Space كه منبع ارزشمندي از اطلاعات براي سي آي است مي گويد: ما افراد خود را براي جستجوهاي پيچيده در اينترنت و نحوه يافتن اطلاعات و سپس آناليز آنها آموزش مي دهيم و اين امر از يك جستجوي ساده در گوگل فراتر است. ما بدنبال اطلاعاتي هستيم كه در روزنامه هاي صبح قابل دسترسي نيستند.
 
داك نكوين مي افزايد: ما به جاهائي سر مي زنيم كه پنج سال پيش وجود خارجي نداشتند.
 
ما به چت روم ها سر مي زنيم و سعي مي كنيم كه از اوضاع جلوتر حركت كنيم. گروههاي كاري داريم كه عكس هائي كه مردم با تلفن هاي دستي خود گرفته اند، بررسي مي كنند.
 
مدير "مركز منابع باز" تصريح مي كند: يكي از مهم ترين منابع اطلاعات ما وبلاگ‌ها هستند. دو سال پيش براي اولين بار پي برديم كه بلاگ هاي ايراني يكي از منابعي هستند كه ارزش توجه خاص را دارند. كميسيون 11/9 و كميسيون سلاحهاي كشتار جمعي پس از حوادث 11 سپتامبر هر دو به ما گفتند كه بايد توجه گسترده اي به اين منبع آزاد و باز شود و از آن حداكثر بهره برداري بعمل آيد.
 

براي درك اهميت اطلاعات منابع باز لازم است به گفته‌هاي ري مك گاورن آناليست برجسته CIA كه در مقاله اي به نكته اي باور نكردني اشاره مي كند اشاره كنيم، او مي گويد: بگذاريد رازي را براي شما برملا كنم. شايد باور آن سخت باشد اما آناليست هاي CIA، 80 درصد از داده هاي خود را براي تهيه تحليل ها، از رسانه هاي عمومي و همان اخباري كه در اختيار عموم قرار دارد اخذ مي‌كنند.
نوشته شده توسط زيبا در 18:28 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه یکم مهر 1387

گزك ...

 

سلام ...

مدتي است برخي از سخنان امام  دست به دست در وبلاگها گشته و به اصطلاح گزك به دست ضد انقلاب و بيگانه داده ...

براي يكبار خواستم چندتاي آنها را بررسي و تحليل كنم :

 

1-«آنهایی که فریاد می‌زنند باید دموکراسی باشد، این‌ها مسیرشان غلط است. مسیر ما مسیر نفت نیست. ملی کردن نفت پیش ما مطرح نیست. ما اسلام می‌خواهیم.» [سخنرانی در جمع دانشجویان اهواز، کیهان3/3/58 ]

چونكه ۱۰۰ آمد ۹۰ هم پيش ماست ...

لازم نيست بيگانگان براي ما تعيين تكليف كنند و براي راه ما خط بكشند ...

اگر اسلام در كشور پياده شود ، هم نفتمان مال خودمان ميشود و هم امنيت انديشه و عقيده و بيان خواهد بود ...

نگوييد الآن ... الآن توانسته ايم كمي از احكام زيباي اسلام را پياده كنيم ...

مثلا آماده سازي بستر دانش اندوزي و تحقيقات علمي و تكنولوژيكي كه تا پيش از حكومت ديني بر كشور ما حرام بود و جز عده اندكي از آن برخوردار نبودند ...

2-«در انقلابی که در ایران حاصل شد در سرتاسر این مملکت فریاد مردم این بود که ما اسلام می‌خواهیم. این مردم قیام نکردند که مملکتشان دمکراسی باشد.» [سخنرانی مورخه 19 آذر 1358، قم]

آيا توجه دقيق به خواست مردم ، آنهم درست پس از به قدرت رسيدن و آرمان سازي آنها كار بدي است ...؟

لابد استبداد (ولو استبداد حكومت فرهيختگان بر مردم) خوب است .... چون فرضا چند تن از آنها با دين و تقوي ميانه خوبي نداشته و بيشتر به بيگانگان پولدار چشم دوخته اند ...!!!

3-«به آنها که از دموکراسی حرف می‌زنند گوش ندهید. آنها با اسلام مخالفند. می‌خواهند ملت را از مسیر خودش منحرف کنند. ما قلمهای مسموم، آنهایی را که صحبت ملی و دمکراتیک و اینها را می‌کنند می‌شکنیم.» [سخنرانی مورخه 22 اسفند 1358، قم]

به هم زدن طرحهاي براندازي يي است كه پس از پيروزي نهضت مردمي به دست برخي خودفروختگان فرهيخته نمايي كه نظام سلطه جهاني را به عنوان الگو براي خود پسنديده و مي خواستند به ضرب تبليغات به مردم تحميل كنند و با هوچي بازي خواسته هاي بيگانگان را در ايران به پيش ببرند ... 

4-«شما روشنفکر هستید و آزادی همه چیز، از جمله آزادی فحشا را می‌خواهید ؟ یک نحو آزادی می‌خواهید که جوانان ما را فاسد کند؟ ما می‌خواهیم مملکت را حفظ کنیم و حفظ مملکت به آن آزادی‌ای که شما می‌گویید نیست. این آزادی مملکت را بر باد می‌دهد. این آزادی که شما می‌خواهید، آزادی دیکته شده است.» [صحیفه نور،ج 9،ص‌372]

اين مورد نيز مانند بالايي ...

خنثي كردن فريب عمله هاي بيگانگان ...

عمله هاي قلم به مزدي كه از سر تا پايشان فساد و تباهي و تعظيم در برابر زر و زور مي باريد ...

در ضمن بهتر است لحن گوينده در نوشتار معلوم شود ...

من علامت نقطه را به همين دليل به علامت سؤال تبديل كردم ...


5-«من انقلابی نیستم. اگر ما انقلابی بودیم اجازه نمی‌دادیم اینها اظهار وجود کنند. تمام احزاب را ممنوع اعلام می‌کردیم، تمام جبهه‌ها را ممنوع اعلام می‌کردیم و یک حزب و آن حزب الله، حزب مستضعفین تشکیل می‌دادیم و من توبه می‌کنم از این اشتباهی که کردم.» [سخنرانی در مسجد فیضیه قم، جمعه 2 شهریور58، سروش، شماره18، 10شهریور58،ص‌6-7]

ابراز نفرت از سياسي كاري احزاب موجود و فاسد بودن آنها ...

6-«ما دیگر نمی‌توانیم آن آزادی را که قبلاً دادیم بدهیم و نمی‌توانیم بگذاریم این احزاب کار خودشان را ادامه بدهند. ما شرعاً نمی‌توانیم مهلت بدهیم. شرعاً جایز نیست که مهلت بدهیم. ما آزادی دادیم و خطا کردیم. به این حیوانات درنده نمی‌توانیم بت ملایمت رفتار بکنیم. دیگر نمی‌گذاریم هیچ نوشته‌ای از این‌ها در هیچ جای مملکت پخش شود. تمام نوشته‌هایشان از بین می‌بریم. با این‌ها باید با شدت رفتار کرد و با شدت رفتار خواهیم کرد.» [کیهان، 27مرداد1358]

7-«این جنایتکارها که در بازداشت هستند متهم نیستند، بلکه جرمشان محرز است؛ باید فقط هویت آنها را ثابت کرد و بعد آنها را کشت. اصلاً احتیاج به محاکمه آنه نیست. هیچگونه ترحمی در مورد آنها مورد ندارد. اگر ما اینها را نکشیم، هر یکی‌شان که بیاید بیرون می‌رود آدم می‌کشد. با چند سال زندان کار درست نمی‌شود. این عواطف بچه‌گانه را کنار بگذارید.» [سخنرانی به مناسبت سالروز تولد رسول اسلام،9 تیر 1359]

موضوع ، در مورد تروريستهايي است كه بارها دستگير شده و پس از بخشيده و آزاد شدن ، به منفجر كردن بمب و آدم كشي و جنايت و نا امني دست زدند و هرگز به راستي آدم نشدند ...

منافقين ...

عوامل نا امني در جامعه بايد نابود مي شدند تا مردم در امنيت و آسايش خيال زندگي مي كردند ...

 

8-«آنکه مکتبی را مسخره می‌کند، اسلام را مسخره می‌کند. اگر متعمد باشد، مرتد فطری است. زنش برایش حرام است. مالش هم باید به ورثه داده شود. خودش هم باید مقتول شود.» [صحیفه نور، ج‌14، ص‌376]

مبارزه با تروريسم فكري ...

كسي كه با استهزا و مسخره بازي بخواهد انديشه ها را تخدير كرده و افكار عمومي را خام زده كند ، و در عين حال به مقدسات مردم توهين كرده و بدين وسيله مردم آزاري مي كند (مثل همان اراذل و اوباش مردم آزار و گردنه گير) طبعا بايد هم منتظر واكنش متناسب باشد ...

 

نوشته شده توسط زيبا در 17:53 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه هجدهم شهریور 1387

ماجرايي تکان دهنده از شهيدي که مادر خود را شفا داد

همه ماجرا از يادواره شهيد زين الدين شروع شد. حاج حسين کاجي پشت ميکروفون رفت تا خاطراتي از شهدا رو نقل کنه. اما لابه لاي اين خاطرات...:
از مادر شهيد معماريان دعوت مي کنم که تشريف بيارن و خودشون تعريف کنن و البته امانتي رو هم با خود بيارن..
 
 مادر شهيد از تو جمعيت بلند شد، حس کنجکاويم بيشتر شده بود که ايشون کين؟ و امانتي چيه؟ ...
اون شب گذشت و خاطراتش تو ذهن همه باقي موند؛ ولي خيلي دوست داشتم بيشتر در جريان اين ماجرا قرار بگيرم. چند روز بعد اطلاعيه اي تو سطح شهر توجهم رو جلب کرد:
يادواره شهداء تو مسجد المهدي(عج) بلوار امين قم با حضور مادر شهيد معماريان
اسم مسجد و شهيد مطمئنم کرد که اين همون مسجديه که جريان در اون اتفاق افتاده. روزها سپري شده بود و شب جمعه 16 آذر تو مسجد المهدي(عج) بودم.
حالا اين اتفاق تکان دهنده رو از زبان مادر شهيد براتون نقل مي کنم:
«محرم حدود 20 سال پيش بود که تو يه اتفاق پام ضربه شديدي خورد،
 
طوريکه قدرت حرکت نداشتم. پام رو آتل بسته بودند. ناراحت بودم که نمي تونستم تو اين ايام کمک کنم. نذر کرده بودم که اگه پام تا روز عاشورا خوب بشه با بقيه دوستام ديگهاي مسجد را بشورم و کمکشون کنم. شب عاشورا رسيده بود و هنوز پام همونطور بود. از مسجد که به خونه رفتم حال خوشي نداشتم. زيارت را خوندم و کلّي دعا کردم. نزديکهاي صبح بود که گفتم يه مقدار بخوابم تا صبح با دوستام به مسجد بِرَم. تو خواب ديدم تو مسجد (المهدي) جمعيت زيادي جمع هستند و منم با دو تا عصا زير بغل رفته بودم. يه دسته عزاداريِ منظم، داشت وارد مسجد مي شد. جلوي دسته، شهيد سعيد آل طه داشت نوحه مي خوند. با خودم گفتم: اين که شهيد شده بود! پس اينجا چيکار مي کنه؟! يه دفعه ديدم پسرم محمد هم کنارش هست. عصا زنان رفتم قسمت زنونه و داشتم اينها رو نگاه مي کردم که ديدم محمد سراغم اومد و دستش را انداخت دور گردنم. بهش گفتم: مامان، چقدر بزرگ شدي! گفت: آره، از موقعي که اومديم اينجا کلّي بزرگ شديم.
 

ديدم کنارش شهيد آزاديان هم وايساده. آزاديان به من گفت: حاج خانوم! خدا بد نده. محمد برگشت و گفت: مادرم چيزيش نيست. بعد رو کرد به خودم و گفت: مامان! چيه؟ چيزيت شده؟ گفتم: چيزي نيست؛ پاهام يه کم درد مي کرد، با عصا اومدم. محمد گفت: ما چند روز پيش رفتيم کربلا. از ضريح برات يه شال سبز آوردم. مي خواستم زودتر بيام که آزاديان گفت: صبر کن که با هم بريم. بعد تو راه رفته بوديم مرقد امام(ره). گفتيم امروز که روز عاشوراست اول بريم مسجد، زيارت بخونيم بعد بيايم پيش شما. بعد دستهاشو باز کرد وکشيد از سر تا مچ پاهام؛ بعد آتل و باندها رو باز کرد و شال سبز را بست به پام و بعدش هم گفت: از استخونت نيست؛ يه کم به خاطر عضله ات است که اون هم خوب مي شه.
 
از خواب بيدار شدم، ديدم واقعيت داره؛ باندها همه باز شده بودند و شال سبزي به پاهام بسته شده بود. آروم بلند شدم و يواش يواش راه رفتم. من که کف پام را نمي تونستم رو زمين بذارم حالا داشتم بدون عصا راه مي رفتم. رفتم پايين و شروع به کار کردم که ديدم پدر محمد از خواب بيدار شده؛ به من گفت: چرا بلند شدي؟ چيزي نمي تونستم بگم. زبونم بند اومده بود. فقط گفتم: حاجي! محمد اومده بود. اونم اومد پاهام رو که ديد زد زير گريه. بعد بچه ها رو صدا کرد. اونا هم همه گريه شون گرفته بود. اين شال يه بويي داشت که کلّ فضاي خونه رو پر کرده بود. مسجد هم که رفتيم کلّ مسجد پر شده بود از اين بو. رفتم پيش بقيه خانوم ها و گفتم: يادتونه گفته بودم اگه پاهام به زمين برسه صبح ميام. اونا هم منقلب شده بودند. يه خانومي بود که ميگرن داشت. شال رو از دست من گرفت و يه لحظه به سرش بست و بعد هم باز کرد، از اون به بعد ديگه ميگرن اذيتش نکرده. مسجدي ها هم موضوع را فهميده بودند. واقعاً عاشورايي به پا شده بود. بعدها اين جريان به گوش آيت الله العظمي گلپايگاني(ره) رسيد. ايشون هم فرموده بودند: که اينها رو پيش من بياريد. پيش ايشون رفتم ، کنار تختشون نشستم و شال رو بهشون دادم. شال رو روي چشم و قلبشون گذاشتند و گفتند: به جدّم قسم، بوي حسين(ع) رو مي ده. بعد به آقازاده شون فرمودند: اون تربت رو بياريد، مي خوام با هم مقايسه شون کنم. وقتی تربت رو کنار شال گذاشتند، گفتند که این شال و تربت از یک جا اومده. بعد آقا فرمودند: فکر نکنید این یه تربت معمولیه. این تربت از زیر بدن امام حسین(ع) برداشته شده، مال قتلگاه ست، دست به دستِ علما گشته تا به دست ما رسیده. بعد ادامه دادند: شما نیم سانت از این شال رو به ما بدید، من هم به جاش بهتون از این تربت می دهم. بهشون گفتم: آقا بفرماید تمام شال برای خودتان. ایشون فرمودند: اگه قرار بود این شال به من برسه، خدا شما رو انتخاب نمی کرد. خداوند خانواده شهداء رو انتخاب کرد تا مقامشون رو به همه یادآور بشه ... اگر روزی ارزش خون شهدای کربلا از بین رفت، ارزش خون شهدای شما هم از بین می ره. بعد هم نیم سانت از شال بهشون دادم و یه مقدار از اون تربت ازشون گرفتم.»
 

مراسم داشت تموم می شد که یه دفعه دیدم که اون شال، دست یکی از بچه های مسجده و می خواد به کسی نشون بده. بله! تا اینجای ماجرا نقل قول بود،اما من اون شال رو با دست خودم لمس کردم..
 
 
این شال بوی خوشی داشت که در عرض چند دقیقه ای که از شیشه درش آوردند، کلّ فضا رو معطر کرد و چه عطری؟! هرگز چنین بوی خوشی رو تا به اون روز استشمام نکرده بودم. بچه های مسجد می گفتند: ما بیست ساله که این شال رو زیارت می کنیم، اما این بو، حتی ذره ای هم تغییر نکرده...
 

و خداوند چنین مقدر کرده بود تا یه جلوه دیگه از کرامات شهداء رو به چشم ببینم.
 
 
 
یادی که در دلها
 
 
 
هرگز نمی میرد
 
 
 
یاد شهیدان است.
 
 
 
       یاد شهیدان است.
 
 
 
التماس دعا
 
نوشته شده توسط زيبا در 1:11 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه شانزدهم بهمن 1386

حجاب یا « لا إکراه فی الدین » ...؟

حجاب یا « لا إکراه فی الدین » ...؟
 
سلامی دوباره بعد از چند ماه سکوت و تأمل ...
 
سالهاست در این رابطه که حجاب باید اجباری باشد یا اختیاری بحثهای بسیار و متنوعی را دیده و در همه آنها دقت کرده ایم (کرده ام) ...!!!
اما همچنان بازار گفتمان گرم است ...
آیا واقعا کاری که در ایران انجام می شود درست است ...؟ یا نادرست ...؟
طبیعت انسان ، به حریت و آزادی از هر بندی گرایش ذاتی دارد ... چیزی شبیه به احساس آزادی یی که حیوانات آزاد زی (نمی گویم وحشی تا حس َتنفر از توحش در این مورد که استثناءًا نیکوست دست ندهد) دارند و به نظر من بسیار زیباست ....
انسان نیز در برابر هر اجبار و اکراهی از خود واکنشی منفی بروز می دهد و آزاد بودن خود را به رخ میکشد که این ویژگی توسط خدای متعال مد نظر قرار گرفته و به رسمیت شناخته شده ...لا إکراه فی الدین ...
 از طرفی این پرسش در برابر آن ظاهر میشود که :
پس تکلیف مسلمین در برابر زشت کاری برخی افراد بی بته و آنرمال که هنجارهای جامعه را میشکنند تا به هدفهای بیخود و بی ارزش و فردی خود دست یازند چیست ...؟
به عبارت دیگر:
پس وظیفه ما و حکومت در برابر خدا (نهی از منکر) چیست ...؟
آیا حکومت اسلامی و امر به معروف و نهی از منکر را به بهانه لا إکراه فی الدین باید کنار گذاشت ...؟
به نظر من ، نه این و نه آن ، هیچکدام به تنهایی کارساز و همه جانبه نگر نیستند ...
هم باید افراد دارای اختیار در تشخیص و انتخاب راه باشند و در این رابطه از آزادی معقول و نرمال بهره ببرند ...
 هم باید از رفتارهای ضد اسلامی ، ضد اجتماعی و ضد اخلاقی  و افراطی جلوگیری شود ...
آنچه در امر به معروف و نهی از منکر لازم است ، فرهنگ سازی و زمینه سازی اجتماعی دفع منکر است ...
ممعمولا از { امر به معروف و نهی از منکر} در جامعه ما فقط {نهی از منکر}ش مانده و از {نهی از منکر} فقط شیوه های خشونت آمیز و تندش که اصولا آخرین و نادرترین شیوه هاست ، به صورت گسترده به کار گرفته میشوند ...
نه از امر به معروف سخنی هست و نه از فرهنگ سازی و رفع نیازهای فردی و عاطفی یی که موجب هرز رفتن نیروها و گسترش منکر اثری ...
کارها کلیشه یی و صرفا از سر واکنی شده اند ...
سازمانهای فرهنگی متعدد و (اگر نگوییم بی خاصیت) بسیار کم بازده در عوض پر هزینه (آفتابه لگن...) به کار روزمرگی خود مشغولند و از اینکه کسی یا کسانی آرامش ایشان را به هم زده و برایشان مزاحمتی ایجاد کند ، عصبانی میشوند و واکنشی تند و به ظاهر اسلامی (اما در واقع احساسی و خشمگینانه) علیه آن اتخاذ می فرمایند ...
مشکل بد حجابی هم از این دایره استثنا نشده و به بی ثبات ترین شکلی دچار شل کن - سفت کن شده ...
تا صدای مردم در می آید ، آقایان دستپاچه شده و با اتخاذ تصمیماتی عجولانه و غیر عاقلانه کاری می کنند که دل معترضان خنک شود و آرام بگیرند ...
به محض ایجاد آرامش ، خودشان نیز به پستوهای هزار توی خویش پناه برده و از آسایش خدا دادی بهره ها می گیرند و این سیکل هر بار تکرار میشود ...
 
نتیجه :
 
به جای برخوردهای حساب نشده و انداختن یک عده به جان خلق الله به بهانه بد حجابی و چیزهای دیگر ، کمی لطف فرموده و به خود زحمت بدهید و این مرده چند صد ساله فسیل شده (واژه فرنگ سازی رو میگم) از خواب ناز بیدار کنید و اگر بلد نیستید به این پست های پر آوازه بی خاصیت نچسبید و آنها را به دیگران واگذار کنید ... برای رضای خدا این کار را بکنید و دست از سر این ملت بردارید ....
 
روی سخنم هم با مسؤلین رسمی کشور است و هم با مراکز غیر رسمی مرتبط با موضوع ...
نوشته شده توسط زيبا در 9:52 |  لینک ثابت   •