تبليغاتX
زيبا سرا

زيبا سرا

گفتمانهای زیبا





Powered by WebGozar

مقصر کيست ....؟؟؟؟؟
 
 
به اين خبر که در پي خبر اکتشاف افتخار آفرين معماي مدالهاي نگهدارنده هسته اتم به دست يک دختر جوان شيرازي پس از نيم قرن ، بنگريد ....:


اکتشاف خارق‌العاده اخير حتي باعث شده است كه گردانندگان خبرگزاري‌ها و روزنامه‌هاي آمريکايي که بايد اصولاً زبان مادري آنها انگليسي باشد از شدت ذوق‌زدگي و يا غافلگيري، زبان مادري خود را فراموش کرده و در مقاله مورد استناد اين نابغه، ده‌ها و شايد صدها غلط املايي و گرامري به جا گذاشته‌اند!

۲۳ آذر ۱۳۸۴ - قبل از ظهر ۱۱:۱۰ تعداد بازديد : 49417 كد خبر : ۳۱۹۱۵

خبرنگار «بازتاب» گزارش داد: در حالي كه نخبگان و پژوهشگران واقعي جامعه از بي‌توجهي مسئولان و بايكوت در رسانه ملي گلايه شديد دارند، مسئولان صداوسيما پس از دو سال اصرار بر بزرگنمايي موفقيت‌هاي جعلي رسوايي ژنو، به تبليغ گسترده براي ادعاهاي بي‌اساس حل معماي انيشتين پرداختند.

در يکي از آخرين اکتشافات واحد خبر صداوسيما، به پوشش ادعاي يک «پژوهشگر جوان و خلاق اهل سروستان استان فارس» پرداخت که توانسته بود، «معماي‎ مدل‌هاي اتمي آلبرت انشتين‎ را پس از نيم قرن حل كند». متأسفانه، به نظر مي‌رسد جريان مسمومي در صداوسيما در حال شکل‌گيري است که مي‌خواهد، در فضايي که نياز به قهرمان‌پروري حس مي‌شود، اخبار جعلي چون کشف فرمول شکافت اتم و کسب جوايز متعدد در مسابقات علمي ساخت دستگاه‌هاي فوق‌پيشرفته مثل دستگاه تصفيه آب، کامپيوتر، اتومبيل و غيره و ذلک را در فاصله‌هاي زماني مشخص مخابره کند.
اكتشاف دختر نابغه! (1)
اكتشاف دختر نابغه! (۲)

اکتشاف خارق‌العاده اخير حتي باعث شده است كه گردانندگان خبرگزاري‌ها و روزنامه‌هاي آمريکايي که بايد اصولاً زبان مادري آنها انگليسي باشد از شدت ذوق‌زدگي و يا غافلگيري، زبان مادري خود را فراموش کرده و در مقاله مورد استناد اين نابغه، ده‌ها و شايد صدها غلط املايي و گرامري به جا گذاشته‌اند! لينک‌هاي زير که به وسيله خود اين فرد به آنها استناد شده، كه دو تصوير از يك سايت حاوي تصاوير قابل استفاده در وبلاگ‌هاست، گوياي اين مطلب است:

در اين حال، يك پژوهشگر به خبرنگار «بازتاب» گفت: بررسي‌هاي انجام شده توسط اينجانب و تعدادي از همکاران علاقه‌مند، که در ابتدا با نيت مثبت اطلاع از اين کشفيات، انجام شده بود، متاسفانه به نتيجه نااميدکننده‌اي منتهي شد که نشان مي‌دهد حتي صورت اين مسئله نيز وجود خارجي ندارد و حتي خود اين پژوهشگر نيز نمي‌تواند تعريف روشني از صورت مسئله بدهد، حال چه برسد به راه حل آن!

همچنين دكتر ارفعي، عضو هيأت علمي دانشكده فيزيك دانشگاه شريف، درباره خبر منتشره از صداوسيما گفت: مطالب آمده در اين خبر، به حدي غلط است كه نيازي به استدلال آوردن در مقابل آن نيست. در مقابل حرف منطقي، مي‌توان منطقش را رد كرد ولي عليه آنچه به هيچ وجه واقعيت ندارد، نمي‌توان استدلال كرد.

عضو هيأت علمي پژوهشگاه دانش‌هاي بنيادي، با اشاره به اين كه اساسا راه تحول علم اين گونه نيست، روزنامه خارجي را كه انتشار گزارش بدان منسوب شده نيز تقلبي خواند.
وي درباره عملكرد صداوسيما تأكيد كرد: نمونه‌هاي غلط مشابه اين اتفاق در ايران و همه جاي دنيا كم نبوده، ولي اشكال كار در اين است كه يك رسانه فراگير و ملي، عامل انتشار اين خبر نادرست بوده است. در حالي كه نبايد خبر علمي دقيق را بدون هماهنگي با مراجع علمي به صورت سراسري پخش كرد.

در اين حال، نابغه ساخته‌شده توسط صداوسيما نيز درباره كشف بزرگ خود با بيان اين كه دانش‌آموخته مديريت بازرگاني است، درباره دكتر «رزيتا جيسون» كه در خبر منتشره از او به عنوان رئيس يكي از پژوهشكده‎‌هاي تحقيقاتي آمريكا، كه دو بار در سنين جواني، آلبرت‎ انشتين را ديده است و سال‌ها با همكارانش درباره‎ مدال‌هاي اتمي انشتين كار كرده و از مدعي اين كشف علمي به عنوان ستاره دنباله‌دار ذهن انشتين در ايران ياد كرده است، گفت: «من اطلاعات زيادي در مورد ايشان ندارم، فقط چيزهايي كه برايم فرستادند يا در روزنامه نظر خود را گفت. من همين قدر مي‌دانم و در حال حاضر ارتباطي با ايشان ندارم».

وي در مورد مطالبي كه درباره وي به نقل از خانم جيسون در روزنامه مورد اشاره آمده، به خبرگزاري دانشجويان ايران گفت: «همه مطالب، نوشته‌هاي روزنامه است و من مسئوليتي در قبال آن ندارم، چيزي بوده كه خودشان نوشته‌اند و مسئوليت آن هم بر گردن خودشان است و اينها حرف من نيست».




  •   استاد عزيز ما دكتر ارفعي حق بزرگي به گردن فيزيكدانان كشور دارند. خوشحالم كه ايشان به اين امر واكنش نشان دادند. بنده در نظر داشتم در صورت عدم واكنش فيزيكدانان به اين بازي كودكانه و خنده آور مطلبي براي سايت بازتاب ارسال نمايم كه خوشبختانه استاد بزرگوار ما اظهار نظر فرمودند.
    اينگونه پديده ها متاسفانه در كشور ما نه تنها كم نيست بلكه رو به ازدياد هم هست. اينگونه پديده ها در كشورهاي رشد يافته هم در مقياس كوچكتري وجود دارند (كه شايد اين خانم رزيتا جيسون يكي از آنها باشد!) ولي با عرض معذرت به اينگونه افراد در كشورهاي رشد يافته به ديد بيمار نگاه ميشود نه به ديد نابغه اي كه در تلويزيون ملي اظهاراتش را پخش نمايند.
    مسوول ازدياد اينگونه ادعاهاي در جامعه كيست؟ بياييد صادق باشيم: مقصر محققان دانشگاهي هستند! واقعا يك گله جدي كه از محققان محترم كشور دارم اين است كه متاسفانه به اين گونه مطالب واكنش نشان نميدهند تا حدي كه يك كودك 25 ساله آن هم از نوعي كه اساسا در علوم انساني درس خوانده ادعاي "محقق" بودن و "كشف" و غيره ميكند. قديم ها دكتر رضا منصوري (معاون پژوهشي وزير علوم در دولت خاتمي) به اين چيزها واكنش نشان ميداد. اما الان همه پاي خود را كنار كشيده اند. اين بي تفاوتي محققين فهم غلطي از مفاهيم فوق العاده مهمي مانند پژوهش و رهيافت علمي... به جامعه منتقل ميكند كه نمونه هاي آن فراوان هستند.مثلا يك نماينده مجلس وزير فعلي علوم جناب آقاي دكتر زاهدي (كه در سطح بين المللي يك رياضيدان كاملا متوسط ميباشند) را با اينشتين مقايسه ميكند!
    تاوقتي كه واكنشي از جانب محققان دانشگاهي به اينگونه مطالب نباشد هر ننه قمري به خودش اجازه ميدهد در دكان بي بنياد نخبه بازي جنجالي به پا كند كه يك دوسه روزي حال كند با نخبگي اش و خيالش راحت است كه اساتيد فن شان خود را اجل از اين ميدانند كه به اين حرفهاي كودكانه واكنش نشان دهند.
    تحقيق چيزي است كه "عمر گرانمايه" را ميطلبد و بسيار متفاوت از "بچه بازي" است! تا به حال هيچ جاي دنيا در كار علم و دانش هيچ كودك خردسال 20-30 ساله اي هيچ گلي به سر هيچ كس نزده كه ما دومي اش باشيم.

    سيد اكبر جعفري
    استاديار فيزيك-صنعتي اصفهان-ايران
    محقق پسا دكتري-توهوكو-ژاپن

  •   سلام

    من در باره علمي بودن يا نبودن اين گزارش اصلا هيچ بحثي ندارم چون اطلاعاتي ندارم . اما در مورد سايت معرفي شده بايد عرض کنم که سايتي است کاملا غیر علمی و هر کسی میتواند هر تصویری را به آن جهت توزیع در اینترنت ارسال کند. سایت مذکور هیچ مسئولیتی در قبال این تصاویر ندارد.لذا غلطهای مورد اشاره اصلا ربطی به آنها ندارد چرا که آنها میتوانند تصویر یک متن را هم بدون هیچ کنترلی توزیع کنند. در این باره میتوان به آدرس سایت و شرایط آن مراجعه کرد.
    http://www.tinypic.com/about/

    علیرضا اکبری

  •   بنده يك جوان مجرد هستم. بدون درنظر گرفتن مسائل مذهبي مي گويم. به تازگي به حدي صدا و سيما تغيير كرده كه تقريبا در تمامي فيلمهاي خارجي كه نمايش داده مي شود تصاوير مهيج بدون سانسور پخش مي شوند.

  •  
    آدم ديگه نميدونه چي بگه ......!!!!
     
    خشم و تاسف و افسوس
    + نوشته شده در  شنبه بیست و ششم آذر 1384ساعت 10:10  توسط زيبا  | 

     
    خودباختگي در برابر غرب .....
     
    تسلیم در برابر غیر خدا ....... از این الگو برگرفته شده ......
    + نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم آذر 1384ساعت 22:38  توسط زيبا  | 

    اين آدمهاي بي معرفت و ناسپاس هستن که با خداي خودشون دشمني مي کنن ..... به اين اميد که اين هستي ، و اين آفرينش بي صاحب باشه ..... و در ظلم و ستم و تجاوز به حقوق ديگران دستشون باز باشه و کسي ازشون بازخواست نکنه ......
    همه دردشون همينه .....
    آزادي .....

    نه آزادي آدم وار .....

    آزادي جنگلي .....

    معمولا آدمايي خدا رو انکار مي کنن که دستشون مي رسه به ديگران ستم و تجاوز کنن .....

    فقط اينا هستن که منافعشون تو اينه که به همه بقبولونن که ارباب اونا هستن و هيچکس بالاتر از اونا نيست ....

    اگه مردم معتقد به خدا باشن ، ديگه امکان نداره مدت نامحدودي تحت ستم بمونن .....
    حتما ريشه ظلم رو در اولين فرصت از بيخ و بن مي کنن ....
    مثل همون اتفاقي که تو ايران عزيزمون افتاد .....

    بذارين بزرگترا براتون از زمان شاه و خفقاني که حاکم بود تعريف کنن ......
    هيچکس جرأت نداشت اسم شاه رو ببره .... گوشا تيز مي شد .... و طرف به زير شکنجه و استنطاق ميرفت ..... که منظورت چي بوده ....؟ تو با شاه چکار داشتي ..... ؟ تو با سياست چکار داري ....؟ و از اين موارد که ميگن خيليا رو بي سر و صدا طوري نابود مي کردن که هيچ اثري ازشون نمونه ..... مثلا مي ريختن تو حوض اسيد ..... يا تو درياچه نمک ......
    همه هدفشون هم اين بود که در يک پروسه چند ساله ، اسلام رو از ريشه در بيارن .....

    جاش چي مي موند ..... ؟

    فساد .... بي اخلاقي ...... وحشي گري مدرن ...... همون چيزي که الآن تو غرب ديده ميشه .... که حتي خود مردم هم صداشون در اومده ....

    جنگلي از درندگان قوي ..... که از تکه پاره کردن ديگران تغذيه و چند برابر ديگران رشد مضاعف مي کنن ......

    مردم عادي چي ....؟

    غذاهاي فربه و پرواري هستن براي همون درنده هاي پولدار و زورمدار .....
    + نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم آذر 1384ساعت 15:0  توسط زيبا  | 

    خدايا .....
    سلام .....
    چقدر خوبي ..... مهربوني ..... عزيزي ..... بزرگي ......
    من زبونم لاله ..... وقتي ميخوام از تو بگم .... لال ميشه ..... مبهوت عظمتت ميشم .....
    وقتي گوشامو تيز ميکنم پيامتو بشنوم ، گوشام سنگيني مي کنه ..... کر ميشم ....
    وقتي ميخوام صدات کنم .... نفسم بند مياد .... سينه م تنگ ميشه ....
    همه وجودم از کار مي افته ....
    وبعد .....
    همه هستي با همه سلول سلول بدنم همصدا ميشه .....
    همه با هم سرود عشق مي خونيم .....
    سرود ستايش تو رو .....
    سرود پرستيدن زيباترين بت هستي .....
    من ....
    ذره کوچکي از سرايندگان کوچيک و بزرگ عظمت و تلألؤ نور تو ..... ديگر نيست مي شوم ......
    همه هستي مي شوم .....
    آه ..... چه ميگويم ..... هذيان مي گويم يا رازي سر به مهر را افشا مي کنم .....

    هيچ .... يا همه ..... اين همان رازي است که جز انسان نمي توانست حملش کرد .....

    اين همان روح بندگي است .....

    اي تک قطب مغناطيس ِ جاذب ذرات هستي ......
    اي تنها منبع نور وجود .....
    اي که رحمتت همه را نياز مند خود کرده و مشتاق رسيدن به درب عطايت ساخته ....

    اي خداي عاشق ......
    اي خداي معشوق .....

    اي محبت مطلق .....

    وجود مرا در عشق خويش بسوزان و نورافشان ساز ..... که سخت بيتاب وصلم .....

    مرا درياب .....

    اگر چه روي نگريستن به جمال رويت را ندارم ...... اما دلي دارم کوچک و شکننده ..... نه نه ..... شکسته .....

    تو نياز به واسطه نداري .....
    من شرمنده و سر افکنده ام .....
    اين است که به پيشگاهت واسطه اي آبرو دار آورده ام .....
    رقيه ..... دخت شيرين زبان و بيتاب حسين را .....

    به من ننگر .... نابود مي شوم .... از شرم .....
    به او بنگر و مرا خطاب کن .....
    اي مولي .... اي ولي ..... اي ناصح .... اي خدا .....

    + نوشته شده در  جمعه هجدهم آذر 1384ساعت 1:52  توسط زيبا  | 

    من وقتي قرآن رو مي خونم و تو معانيش دقت و تعمق مي کنم ، حسش مي کنم ..... به دلم ميشينه .......
    لمسش مي کنم .....
    خوب مي فهمم که نفاق و کفر و ارتداد يعني چي .....
    خوب مي فهمم اسلام و ايمان و تقوا چه مفاهيم بلندي هستن ....
    و خوب درک مي کنم چرا دشمنان اسلام و پيامبر از فرط تباهي و فساد به کفر و نفاق و کينه نسبت به اونا رو ميارن و کاري مي کنن که سقوطشون کامل بشه و حجت برشون تموم بشه .....
    اونا خودشون کاري مي کنن که تبديل به قطعات سوخت جهنم بشن .....
    چشمشونو به حقيقت مي بندن ..... بعد هم کاملا منکرش مي شن ..... و بعد يه لاف گزاف رو حقيقت معرفي ميکنن ..... و يه عده هم به دنبالشون راه مي افتن بدون اينکه درست متوجه شده باشن چطور بازيچه شون کردن ....
    وقتي قرآن از حجاب حرف ميزنه ، اسمي روش نميذاره ..... فقط دليلشو ميگه .... و شکل مراعاتشو .....
    حالا چطور ميشه که کار به مجادله کشيده ميشه .... ؟
    من فکر مي کنم چيزي نمي تونه باشه جز همون نفس و هواهاي نفساني اوناست که بر همه عقل و فطرت انسانيشون چيره شده ..... از حجاب يه خانوم عصبي ميشن .....
    وقتي مردم بهشون توجه نميکنن و هرچي اونا سعي ميکنن خلق الله رو از راه به در کنن کسي محلشون نميذاره ، اونوقت رواني ميشن ..... سر به بيابون ميذارن .... سر از اسرائيل در ميارن .... به خدمت يه مشت جهود در ميان ..... عليه مردم خودشون که سالها در کنارشون زندگي کردن به نوکري دشمناي اونا بسنده مي کنن ..... اونوقت قبله و آخورشون همونجا ميشه ......
    چرا براي اينکه ميخواستن محيطشون لجنزاري بشه و اونا مثل يه مشت کرم توي اون زندگي (!!!!!) کنن و خوش باشن ......
    و ديگران موافق نبودن .....
    خود به خود طرد ميشن .....

    نتيجه :
    اين احکام دقيق و حساب شده اسلاميه که شيطان و بنده هاشو از محيط انسانها طرد مي کنه .....
    اين توجه به حجابه که افراد فاسد رو از دور و ور آدم دور مي کنه .....
    من خوشحالم که حد اقل ِ حجاب رو مراعات مي کنم .... و خوشحالم که تو گفتمان اين واکسيناسيون رو پيدا کردم .....
    حشر ونشر با دشمناي اسلام اين موهبت رو برام داشته که از همه اونا و روحيه هاي بيمار و اخلاق بي بند و بار و فاسدشون بيزارم کرد .....

    خدا رو شکر و هزار شکر ......

    + نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم آذر 1384ساعت 1:43  توسط زيبا  | 

    دوست خوبم حلما جان ... سلام
     
    گفتمان يك عبارت معنا داريه ..... هر جايي كه درش گفتگو صورت بگيره ، ميتونه يه گفتمان باشه ..... پس ربطي به اون گفتمان مورد نظرت نداره ....
     
    ممنون از نظرت
    + نوشته شده در  شنبه دوازدهم آذر 1384ساعت 9:40  توسط زيبا  | 

    خدا را سپاس بي کران براي لطف و گذشت بي کرانش ......
    ستايش از آن آفريننده اي است در اوج توانايي .... و بيننده اي است در اوج دانايي ..... و شنوايي است در اوج اغماض و چشم پوشي ......
    من ...... بنده اي خرد و ناچيز ..... که در برابر فرمان چون اويي اظهار وجود کرده و نافرماني پيشه کرده ..... و خواسته هاي نفس خود را بر خواسته ي آفريننده کريم خويش پيش داشته و با وقاحت در منظر او نافرماني کرده ..... و اينک .....
    اينک شرمنده و سرخورده ..... از خود ، ... به دامن بخشش و گذشتش پناه آورده و از او تقاضاي عفو و گذشت دارد ......

    اي خداي بزرگ .... بر اين اشکهاي ريزان بنده کوچکت ترحم کن و از کرده هاي دانسته و ندانسته اش بگذر .....
    اي که جهان هستي در برابر شکوه و عظمتت حقير و ناچيز است ......
    اي که با آن همه جبروت و عظمت ، هيچ مخلوقي را از نظر دور نداشته و هيچ صدايي را نا شنيده رها نمي کني .....
    اي که کهکشانها در برابر عظمتت دايره وار در سجودند .....
    اي که لطفت ، تنها انگيزه اي است که ما را .... ما را با آنهمه گناه ..... خطا ..... نافرماني و سرکشي ..... تعدي به حقوق يکديگر ..... وقاحت در حضور تو ...... غفلت و ندانم کاري ..... و آنهمه جهالت و خودخواهي و خودبيني ، از پيله خود تنيده بيرون مي آورد و متوجه روشني وجود تو که آسمانها و زمين را پر کرده مي کند و گذشت بي حدت ، تنها سرمايه اي است که ما را به در آمدن از لجنزار خود محوري و جهل و گناه به بيرون فرا مي خواند ......
    پس دستم گير و بيرون کش .....
    + نوشته شده در  شنبه دوازدهم آذر 1384ساعت 9:29  توسط زيبا  | 

    به نام آنکه فروغ روی زیبایش را در ظلمتکده شرک و خود پرستی دیدیم و بسویش پر کشیدیم

    سلام دوستان

    اینجا زیباخانومبلاگ است .....

    همگی اعلام حضور کنین ....

     

    + نوشته شده در  جمعه چهارم آذر 1384ساعت 14:50  توسط زيبا  |