تبليغاتX
زيبا سرا

زيبا سرا

گفتمانهای زیبا





Powered by WebGozar

 
باز هم کاربر گرامی بابک لطف فرمودند و کامنتی در جواب من گذاشتند که با انتقال آن به اینجا جواب می دهم ....
 
زیبا بانو،

با درود بر روان همه‌یِ آزادگان ایراندوست،

در آغاز مانند همیشه زده‌اید به بیابان هایِ ناکجا آباد، چنانکه روش شما همیشه همینگونه بوده‌است. چرا که مچتان گیر افتاده است و از اینرو به‌پرت و پلا گویی روی آورده‌اید.

همانگونه که نوشتم و بارها و بارها گوشزد نمودم، آفریگار نیاز به خانه و کاشانه ندارد که برایش "خانه" بسازند و به‌نام او، "خانه"یِ خدا بنامند. و دورِ آن سنگ سیاه بچرخند و آن را بلیسند. نفرین بر دغلبازانی باد که برایِ آفریگار "خانه" می سازند و "شیطان" و "ملکه" و چه می‌دانم چه و چه ... می پردازند که گویا در درگاه او باشند. اینها آفریدگار را مانند خود درمانده می‌پندارند که نیاز به‌دربار و دربان و پاسبان و ... سرباز و چه چه دارد! شرم بر این نا آدمان باد!

اینها اندیشه‌هایِ خرافی و بیابان گردانه ای بیش نیستند. آفریگار این هستی و سپهر اکران والاتر از ان‌ آنست که مغز کوچک ما آدم هایِ میرا توانایی‌یِ دریافت او را داشته باشد. این دکان را ورچینید و مردم را آسوده بگذارید.

این دغلکاری ها را در گمراه نمودن مردم بس کنید!

دو دیگر اینکه هر باورمندی نور و روشنایی را پاس می‌دارد چرا که به ما هستی و گرما و بالندگی می‌دهد. این اندازه نا آگاه هستید که نمی‌دانید که در کنیسا و کلیسا و مزگت، شماله روشن می‌نمایند و دست به رویِ خویش می کشند؟ و اسپند دود می نمایند؟ یک دم اندیشه نموده‌اید که این رسم و آیین‌ها از کجا سرچشمه گرفته اند؟

در پایان پیشنهاد به‌شما میدهم که نیاز ندارد که راه دوری بروید و تنها بروید سر کوچه و خیابان‌اتان و از هر کسی دل‌اتان می‌خواهد بپرسید که این دکانداران دینفروش را کی بر سر کار آورده است. بنچاک‌هایی که ما داریم به‌کنار!

آشنایه دیرینه

بابک

 
با این درودتان موافقم و من هم می گویم : درود بر روان پاک آزادگان ایران دوست ....
و می افزایم :
و درود بر روان پاک شهیدان و رزمندگان و جانبازان و آزادگانی که سلامتی ، آبرو ، عزت و هستی خود و عزیزان خود را برای پاسداری از این سرزمین نور و روشنایی در طبق اخلاص گذاشتند تا ما چنین بی دغدغه خیال ، به گفتمان ( و احیانا فحشمان ) بپردازیم و تبادل نظر کنیم ....
 
خیر آقای محترم ، باز هم نفهمیدید و نگرفتید ....
 
من که این تهمتهای دروغین شما را قبلا رد کردم ..... و گوشزد نمودم که زندگی مجازی شماها ، جز با چنگ زدن به دروغ و تهمت و فحش دوام نخواهد یافت ....
 
آیا شما می خواهید به ما بیاموزید که عقاید ما چیست ....؟
شما خیلی هنرمندید ، بروید عقاید خودتان را بدون تظاهر و ریاکاری بازگو کنید ....
نه آنکه آتش پرستی را پاسداشت نور و روشنایی بنامید ....
آیا طبق آموزه های شما ، نور سرد هم قابل پرستیدن است ....؟
آیا به چراغ و مهتابی هم مثل آتش احترام می گذارید ....؟
آیا به بخاری برقی و اتو هم اظهار کوچکی و احترام می کنید .... آنگونه که به آتش احترام می کنید و در برابرش به نماز و نیاز می ایستید ....؟
 
می بینید چقدر کم دارید ...؟
بنا بر این به جای ناله و نفرین ، بروید عقل خود را شستشو دهید .... وجدان خود را زنده کنید .... به دامان انسانیت باز گردید .....
نه آنکه به دروغ ما را به پرستیدن سنگ و بت متهم نمایید ....
کعبه را که از روی نادانی با آن به دشمنی برخاسته اید ( مانند ابرهه نادان که با فیلهایش به آنجا یورش برد و دچار سرنوشتی شایسته خود گردید ) خانه یی نیست که مانند خانه های دیگر ، ساکنانی داشته باشد .....
کعبه فقط یک نماد است ..... نمادی محترم .... نه به خاطر مصالحش .... بلکه چون خدا فرمان ساختنش را داده تا مردم در آن به راز و نیاز با هستی بخش عالم بپردازند ..... (برای درک درست تر شما : چیزی مثل آتش دان در آتشکده شما آتش پرستان....)
مشکل شما آن است که باور کرده اید که آتش است که به شما هستی بخشیده .....
در حالی که ما معتقدیم که هستی بخش ، برتر و بزرگتر از آن است که به پاسداشت ما نیازی داشته باشد .....
آتش نه تا کنون توانسته موجودی را بیافریند و نه بالندگی را به ما یا هر موجود دیگر ببخشد .....
آیا می توانید ثابت کنید که آتش است که هستی را به جهان داده ....؟
این بشر است که آتش را آفرید ..... با یک اصطکاک ساده .....
این چه خدایی است که مخلوقش او را به وجود آورده ....؟
این چه آفریننده یی است که آفریده اش آن را آفریده ....؟
کمی هم از نور و آتش (خدایتان) الگو بگیرید و عقل خود را دچار هستی و بالندگی سازید بلکه متوجه شوید که آفریده نمی تواند آفریننده خود را بیافریند .....
عمل عوام الناس را دلیلی محکم بر درستی اعتقاد خود می دانید و به آن استناد می کنید که آنها در مسجد و کلیسا و کنیسه و غیره ، شمع روشن می کنند .....
مطمئن باشید آنها به تنها چیزی که هیچ اعتقادی ندارند ، خدا بودن آتش است .....
اگر باور نمی فرمایید ، کافی است کمی به خود زحمت دهید و از هر مسلمان و مسیحی و یهودی یی که شمع روشن می کند جویا شوید .....
دکان داران دین فروش در هر دین و اعتقادی وجود دارند و همچون زالو به فکر مکیدن خون خلق الله هستند ....
چه در میان مسلمانان ، چه مسیحیان ، یا زرتشتیان و مجوسیان و یهودیان و هزاران گرایش آسمانی و زمینی دیگر .....
تاریخ ایران پر است از همدستی مغان و موبدان و پیران و سایر دین فروشان دنیا طلب با زورمندان سلطه جو و مستبد و شاهان ستمگر .....
بگذریم از اینکه در این چند سالی که انقلاب اسلامی ایران ، دست بسیاری از آنها را از همدستی و چپاول ثروت ملت باز داشته .... اما در زمان پهلوی ها هم ارتباطاتی بسیار نزدیک با دربار شاه داشتند و به همین جهت هم بسیار رام و آرام بودند و در برابر آنهمه ستم و آدم کشی و چپاول شاه ، جیک نمی زدند .....
 
برو این دام بر مرغ دگر نه                    ***************             که عنقا را بلند است آشیانه
+ نوشته شده در  شنبه سی ام دی 1385ساعت 9:21  توسط زيبا  | 

دیدم آقای بابک گرامی در دو جا این پیام را به صورت تکراری ارسال فرموده بودند ، من نیز آن را به صورت یک مقاله تازه و جداگانه با پاسخ خود ارسال کردم ....
یاد آوری می کنم بخش نخست نوشته ایشان ، در ارتباط با سرنگون کردن هواپیمای مسافر بر ایرباس ایرانی توسط ناو هواپیمابر وینسنس آمریکا است ....
 
 
زیبا بانو،

شوخی نفرمایید و ایز گم نکنید. این دم و دستگاه ایران ستیز را خود ارباب بزرگ اتان و آن "دولت فخیمه" بر سر کار آوردند. این را دیگر کلاغ هایِ رویِ درختان هم غار غار می کنند. پازسون و سالیوان و هویزر و رمزی کلارک و بی بی سی را فراموش نفرمایید!


نخست اینکه ایرانیان یکتاپرست شما و دار و دسته‌یِ تازی پرست را یکتا پرست نمیدانند. این را که بارها به شما گوشزد نموده‌ام. اگر چه که باید گفت که شما افزون بر آن، بت‌پست و سنگ‌پرست نیـز هستید مانند تازیان ِ گردن‌گذار، چه پیش از گردن گذاری و چه پس از آن. چونکه آنها همیشه آن سنگ را می‌پرستیدند، و دور آن می‌چرخیدند. چرا که آنها همیشه سنگ را دوست داشته و دارند. و برایِ آنها کار تازه‌ای نبوده و نیست!

دو دیگر اینکه این آوازه‌گری شما و رهبرتان احمدی نژاد، در پیکار با یهودیان و آمریکا هم کشک است وگرنه او نمی‌رفت آنجا که کاسه لیسی راه بیاندازد و با خاخام‌ها و دیگـر "صیهونیست‌ها"ی ِ راستین گپ و چانه بزند. نوار دیداری و شنیداری آنهم هست! دیگر نمی‌توانید زیرش بزنید!

سه دیگر اینکه شما تازی‌پرستان بودید که به‌رهبری آن آدمخوار "صادق گیوی" می‌خواستید تخت جمشید را که نماد شکوهمندی ما ایرانیان است، ویران سازید! هم اکنون هم می‌خواهید هم آنجا و هم آرامگاه کورش و دیگر بازمانده‌های کهن ما ایرانیان را در تنگه‌یِ بلاغی به زیر آب ببرید و نابود سازید!

پس شما گردن گذاران نمی‌توانید دم از ایران و ایرانی بزنید و آن تبهکار و انیرانی، آشیخ مطهری از هر بیگانه‌ای برایِ ما ایرانیان دشمن‌تر و بیگانه‌تر بود. نوارهای این انیرانی همه در دسترس است و سخنان ِ ایران‌ستیزانه‌ای که به راه انداخته بود!

بهتر است که سرگرم خواندن ِ نسک‌هایِ راستین باشید تا شاید روزی دریابید که ما چه می‌گوییم. و نیایش به درگاه آفریدگار یکتا و هستی‌بخش بنمایید و نه به‌آن بت سنگی که برایش آدم‌های گردنگذار خانه ساخته‌اند.

آفریگار نیاز به "خانه" ندارد. این آدم‌ها هستند که نیازمند سرپوش و خانه و کاشانه هستند.


آشنای ِ دیرینه

بابک
=======================================================
پاسخ من :
 
سلام ...
فراموش نمی کنم داستانی را که یکی از دوستان در گفتمان نقل کرد و بسیار خندیدیم ....
دزدی به خانه یی زد ....
صاحب خانه غمگین و افسرده بود و دیگران او را دلداری می دادند ....
یکی می گفت مقصر ، آن بنای ابلهی است که دیوار را چنان نساخت تا دزد نتواند از آن بگذرد ...
دیگری :
خیر شاید از در رفته .... مقصر نجاری است که درب را ساخته ....
دیگری :
نه .... مقصر ، سازنده قفل است ....
دیگری :
نه بابا مقصر خود صاحب خانه است که تدابیر امنیتی را مراعات نکرده .....
 
او که تا این لحظه بر خشم خود چیره بود ، تاب از کف داد :
یکباره بگویید همگی ما که تقصیر کاریم ، جمع شویم و برویم و از آقا دزده حلالیت بطلبیم .... و رضایت او را جلب کنیم ..... [عصبانی]
 
حال داستان دفاع جانانه شما است از جنایت ارباب بزرگ و سر نگون کردن هواپیمای مسافربر ایرباس ماست ....
 

برایم مهم نیست شما خشمگین شوید و خرد را به یکباره کناری زده و به توهین و تهمت روی آورده باشید ....
همچنانکه مهم نیست چه فحشی می دهید و چه تهمتی می زنید ....
مهم آن است که تنها خدا را می پرستم که نه دیده می شود (در دریچه تنگ چشم بشر نمی گنجد) و نه با هیچیک از حواس محدود و مادی ما قابل درک نیست ..... زیرا خود او آفریننده آنها از هیچ است ....
نه آتش را که کنشی است شیمیایی - فیزیکی می پرستم ، نه سنگ و بت و هیچ موجود باشعور و بی شعور دیگر را ....
مهم نیست تبلیغات دشمنانه شما حقایق را چگونه واژگونه جلوه می دهند ....
مهم آن است که خدای من ، خدای ما ، خود می داند چه کسی راست می گوید و چه کسی آلت دست دشمنان ایران و ایرانی شده و سخنی بر زبان یا حرکتی بر صفحه سفید کاغذ یا مانیتور نمی کند ، مگر برای رضای آنها (نه خدا) ....
 
دوم
نه احمدی نژاد رهبر من است .... نه آن یهودی های ضد صهیونیست ، صهیونیستند .... آن هم از گونه  راستینش .... و نه  با آنها چانه یی زده است ....
 
ربطی هم به سرکرده های غداره بند آمریکایتان ندارد .....
 
شما که وکیل مدافع دشمن ترین دشمنان ایران (آمریکا ) هستید ، چطور به خود جرأت می دهید خود را ایرانی جا بزنید و ما را و همه مردم مسلمان ایران را با واژه تازی پرست ، غیر ایرانی یا بیگانه پرست قلمداد کنید ....؟
برای ما ساختارهای تاریخی شاهان و زورمندان مرده و پوسیده ، از اهمیت بالایی برای عبرت گرفتن از آنها برخوردار است ؛ چگونه بخواهیم آنها را نابود سازیم ....؟
تازه سود سرشاری که از گردشگری در آنها عاید میهن ما می شود و فرصتهای بسیار شغلی و غیره را نیز بر آن بیفزایید ....
آن شایعه نیز جنجالی بود سیاسی ـ تبلیغاتی ـ روانی علیه جمهوری اسلامی ....
وگرنه چرا باید آنهمه دروغ را همراه داشته باشد و از جعل و تحریف و فحش و تهمت و دروغ  سرشار باشد ....؟
 
شهید استاد مطهری را انیرانی بخوانید و ناسزا بگویید .... اما ما که می دانیم از کجا می سوزید .... از آنجا که عقاید سراسر خرافی و احمقانه شما آتش پرستان را زیر تیغ نقد برد و مردم مسلمان را توجه داد که مبادا دست به چنین کارهای جاهلانه یی بزنند ....
 
ما همواره به درگاه آن خدای نادیده (نه آن خانه سنگی که تنها سمبلی است تا مسلمانان را همجهت سازد و گرد هم جمع کند و همدل نماید) به نماز و نیاز می ایستیم ....
کعبه تنها خانه یی نیست که از آن خداست ....
هر نمازگاهی خانه اوست ....
دل هر باورمندی خانه اوست ....
آبروی یک مؤمن از کعبه نیز محترم تر و عزیزتر است ....
 
شما از اسلام چه می دانید جز آنچه برای اهدافی از پیش مشخص به مغز شما فرو کرده اند ...؟
 
در پایان ، از تأخیر مکرر در پاسخ ، عذر می خواهم ....

+ نوشته شده در  شنبه سی ام دی 1385ساعت 1:15  توسط زيبا  | 

سلام ....
 
وقتی از بالا به یک کوه نگاه می کنیم ، دید کاملتری از اون و پیرامون اون پیدا می کنیم ....
 
اما وقتی از پایین به کوه نگاه می کنیم ، یه طرفشو می بینیم ....
 
از بالا ، کوه زیر پامون قرار داره و ما از اون بالاتریم ....
اما از پایین ، عظمتی داره که حتی ممکنه دسترسی بهش ناممکن به نظر بیاد ....
 
هر چیز دیگه یی رو هم که از بالا نگاه کنیم ، همینطوره ....
 
منتها یه چیز هست ....
وقتی از پایین نگاه می کنیم ، جزئیات بیشتر و دقیقتری رو می بینیم .....
اما از بالا ، این جزئیات به وضوح دیده نمی شن ....
 
حالا سعی کنید یه کمی از دیدن جزئیات کم کنید و کلان نگری کنید ....
 
چی می بینید ....؟
 
منو در جریان بذارید ....
 
 
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم دی 1385ساعت 3:32  توسط زيبا  |