آنچه بد و زشت است ، عوام زدگی فرهیختگان است ....
یعنی عقب بودن فرهیختگان از مردم .... یا همتراز بودن آنها با عوام الناس و تکرار سخنانی که عوام الناس می زنند بدون توجه به عمق سخن و برد آن است ....
عوام فریبی ....
در این مقوله تنها فاکتوری که چشمگیر است ، جذابیت سخن است .... نه بلندای اندیشه یی که در پس آن است ....
در واقع جذب مشتری بیشتر ، از راه شیوایی سخن ، و بازی با مطالبات مردم است ....
اینجاست که فرهیخته ، مسؤلیت بزرگ خویش را به فروشگاهی بدل می کند که در آن به جای اجناس ضروری و واقعا مورد نیاز ، پر شده از پفک و قاقالیلی های متنوع با پوشش های لوکس و مشتری جذب کن ....
سخنی را می گویند که مردم خوششان بیاید ....
اما چقدر به درد مردم بخورد برایشان هیچ اهمیتی ندارد ....
دقیقا همان چیزی که در این افراد فوق الذکر به وضوح دیده می شود ...
مطالباتی را دامن می زنند که نیاز نخست مردم نیست .... گاهی حتی اصلا نیاز نیست .... ایجاد نیاز کاذب است ....
البته چون اینها قشر خاصی از مردم را مخاطب محصولات خود می بینند ، به همان نسبت فروششان نیز کم است (بیچاره ها) ....
پس می بینید همچین مشتری زیادی هم ندارند این اپوزیسیون عوامفریب ....
