تبليغاتX
زيبا سرا

زيبا سرا

گفتمانهای زیبا





Powered by WebGozar

 
دولت پوپولیست و فرهیختگان کاسب
 
پوپولیست بودن (به مفهوم مردم گرایی و توجه به خواسته های مردم) خیلی هم خوب است ....

آنچه بد و زشت است ، عوام زدگی فرهیختگان است ....

یعنی عقب بودن فرهیختگان از مردم .... یا همتراز بودن آنها با عوام الناس و تکرار سخنانی که عوام الناس می زنند بدون توجه به عمق سخن و برد آن است ....

عوام فریبی ....

در این مقوله تنها فاکتوری که چشمگیر است ، جذابیت سخن است .... نه بلندای اندیشه یی که در پس آن است ....

در واقع جذب مشتری بیشتر ، از راه شیوایی سخن ، و بازی با مطالبات مردم است ....

اینجاست که فرهیخته ، مسؤلیت بزرگ خویش را به فروشگاهی بدل می کند که در آن به جای اجناس ضروری و واقعا مورد نیاز ، پر شده از پفک و قاقالیلی های متنوع با پوشش های لوکس و مشتری جذب کن ....

سخنی را می گویند که مردم خوششان بیاید ....

اما چقدر به درد مردم بخورد برایشان هیچ اهمیتی ندارد ....

دقیقا همان چیزی که در این افراد فوق الذکر به وضوح دیده می شود ...

مطالباتی را دامن می زنند که نیاز نخست مردم نیست .... گاهی حتی اصلا نیاز نیست .... ایجاد نیاز کاذب است ....

البته چون اینها قشر خاصی از مردم را مخاطب محصولات خود می بینند ، به همان نسبت فروششان نیز کم است (بیچاره ها) ....

پس می بینید همچین مشتری زیادی هم ندارند این اپوزیسیون عوامفریب ....

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم اسفند 1385ساعت 8:38  توسط زيبا  | 


میهن ، واژه یی مقدس ، اما .... !!!
 
بسیار گفته ، شنیده و خوانده ایم ....
از میهن .... از عشق به میهن ... سرودهای زیبا ... آهنگهای دلنشین .... داستانهای حماسی غرور آفرین .....
اما هیچ با خود اندیشیده ایم چیست این میهنی که از آن دم می زنیم ....؟
آیا همین سرزمینی است که در میان مرزهای مشخص در نقشه ها است ...؟
کشوری است که در دوران فلان پادشاه از فلان سلسله شاهی با جنگ و نیروی نظامی و ضمیمه کردن کشورهای کوچکتر به وجود آمد ....؟
آیا میهن = کشور ....؟
یا محدودتر از آن است ....؟
شهری است که در آن دیده به جهان گشوده ایم ...؟
منطقه زبانی یی است که هرکدام از ما با آن بیشتر مأنوسیم ....؟
منطقه محل زندگیمان است ، گرچه در آن به دنیا نیامده باشیم ....؟
آیا والدین آواره از دیار ، می توانند وطن پیشین خود را به فرزندان خود به ارث بگذارند ...؟
چرا ....؟
مگر میهن ، ربطی به نژاد دارد ...؟
تا چند نسل این ارتباط برقرار خواهد بود و از آن پس قطع می شود ...؟
 
چرا و به چه دلایلی باید گزینه مد نظر خود را برگزینیم ....؟
با چه معیار و با کدامین پارامتر ....؟ چرا ...؟
اینها و شاید صدها پرسش دیگر ، ذهن ما را می تواند به خود مشغول کند و باید برای آنها پاسخی خردمندانه دست و پا کنیم ....
خواهشم از همه این است که نوشته ها و کامنتهای خویش را با استدلال بیان فرمایند تا همگان از آنها سود برند ....
آیا کسانی که هر چیز مقدسی را انکار می کنند و می گویند هیچ چیز مقدس نداریم ، چه دیدی نسبت به قداست میهن دارند ....؟
آیا حتی میهن نیز نزدشان نا مقدس و اعتباری و قابل تبدیل یا تغییر است ....؟
__________________
نویسنده: امیر
 
سلام..

میهن یعنی هر کجا که ندای اسلام شنیده بشود، و هر مرزی که در اون اسلام حکم براند، و سعی در اجرای احکام الله بشود ... اون وقت عشق بمیهن عین عشق به اهل بیت (علیهم السلام) و عین بعشق بخداست .

هر تعریفی غیر از این، از میهن، مثل محدود کردن(و یا گستردگی) به مرز جغرافیایی و یا نژاد و مواردی از این قبیل، میهن رو تبدیل میکنه به یکی از قویترین ابزارهای شیطان برای ایجاد اختلاف، به محرک اکثر جنگهای تاریخ، و به جلوه ای از هزاران جلوه جهالت بشر، ...
و در این صورت عشق به میهن معنا و ارزش و قداستی دارد به اندازه تمامی تعصبات کور دیگر .

یا حق

زیبا - نویسنده همین وبلاگ
 
با این تعریف ، هر کجا که ندای الله اکبر شنیده نمی شود ، مثل وسط کویر یا جنگل یا دریا ، جزو وطن نیست ....؟

البته مرز بندی جغرافیایی که شما فرمودید ، عامل نخستین جدایی ملتها از هم است ....
اما ناچار آن را مراعات می کنیم تا بتوانیم در این محدوده از کیان و مردم خود دفاع کنیم .....
و تا نظام اجتماعی خویش را پیاده کنیم ....
 
مثل خانه ....
 
زمین از آن خداست ....
اما ما بخشی را حصار می زنیم تا از خود در برابر سرما ، گرما ، وحوش و دشمنان محافظت کنیم ....
 
+ نوشته شده در  سه شنبه یکم اسفند 1385ساعت 0:56  توسط زيبا  |