تبليغاتX
زيبا سرا -

زيبا سرا

گفتمانهای زیبا





Powered by WebGozar

سلام

چرا بايد خدا رو مث خودمون بدونيم و صفات خدا رو با صفات خودمون محک بزنيم ....؟
صفات بشري خيلي خيلي محدوده .....
محبتش به ديگران ، همراه احتياج به رابطه با اوناس ....
عشقش همينطور .....
نفرتش از روي خود خواهيه ..... يا اگه براي خدا هم باشه ، يه کمي با خود محوري و خود پسندي هم همراهه ..... مگه اينکه آدم خيلي ديگه معصوم و از خود رسته باشه .....وقتي عصباني ميشه ، احتمال اينکه خطا نکنه خيلي خيلي بعيده ......
وقتي يکيرو دوست ميداره ، همينطور .....
وقتي بخششي ميکنه ، انگيزه هايي دنيايي همراهشه ..... خالص نيست ..... ريا .... خود بزرگ بيني بيجا ..... آينده نگري و منفعت طلبي ..... جلب توجه ..... و غيره و غيره ......

اما خدا که اينطور نيست .....
اگه به عظمت جهان هستي کمي آگاه باشيم ، اونوقت متوجه ميشيم تا چه حد بي وجود و ناچيزيم ......
تمام کره خاکي مث يه ذره غبار در ميون ذرات بسيار زيادي که در هوا معلقن ..... تو فضا معلقه .....
نه اصلا تموم منظومه شمسي مث اون ذره غباره ......
 
ستاره ای به شکل ساعت شنی
شايدم کهکشان راه شيريِ ما ، که خيال مي کنيم خيلي بزرگه .....
به ارقام نجومي توجه کنين .....
چند صد ميليارد سال نوري فاصله مي دونين يعني چي .....؟
اين تازه طبق تعاليم اسلامي ، شايد همه اينا جزو آسمان اول باشن ......
و در وراي اين همه آفرينش بي حساب ، چه فضا و به اصطلاح آسماني هست که اين آسمون دنيا توش مث يه ذره غبار بي ارزشه ....
و اون آسمون تو آسمون بزرگتري که اونو در بر گرفته همینطور .....
تا هفت آسمون .....
حالا اين خدايي که همه اين هستي رو آفريده چه احتياجي ميتونه داشته باشه .....؟
ما اونقد ناسپاسيم و کفران نعمت خدا رو مجاز مي دونيم .... که در مقابل خالق همه اين هستي اظهار وجود مي کنيم .....
اين ديگه از حقارت و رذالت و پستيه ......
کسي که نانجيب بازي در مياره و در برابر خداي هستي با چشمهايي دريده عربده بکشه .... و منم منم کنه .....
اين آدم خيلي بهش لطف کنن ، بندازنش تو جهنم .....
لا اقل يه مدتي گوشمالي بشه ..... تا بعد تخفيف و عفو بهش بخوره و در بياد .....

يه سؤال :
اين خداي بزرگي که تا حدودي تصور حقير ما آفرينشش رو به تصوير خيال کوچيکش کشيد ، چه نيازي داره به اعمال و رفتار هاي ما .... حالا چه خوب .... چه بد ....؟
و چه ضرري متوجه ميشه .....؟

من که خنده م ميگيره از اين حرفا .....
اگه واقعا آدم باشيم ، بايد شب و روز در برابر عظمتش سر به خاک بساييم و حس کنيم تا چه حد کوچيک و حقيريم ......
اما اگه هيچي نبفهميم .....
اونوقت آزاديم هر حرفي رو بزنيم و هر کاري بکنيم ....
اما يادمون نره محدوديم .....يه عمر نامشخص ..... و يه جايي که محکوميم و نمي تونيم از اون خارج بشيم ..... دنيا ....

يادمون باشه آخر و عاقبت کارمون دست همون خداست و بايد جواب همه لحظه هاي عمرمونو بديم ......
شما تا حالا چه کردين .....؟
چند نفر از اعمال و گفته هاي شما هدايت شدن ....؟
چند نفر گمراه شدن .....
چند بار نافرماني اين خداي مهربونو کردين .....؟
چي ميخواهيد جواب بدين ....؟
چي دارين بگين ....؟
منم مث همه شما ..... بايد جواب بدم .....
+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم دی 1384ساعت 22:20  توسط زيبا  |