|
سلام ... |
|
|
((خدا شناسی از منظری دیگر)) |
|
|
|
توسط حق جو نوشته شده |
|
البته اينكه خدا شناسي در " فطرت " آدمي است، نادرست است و ثابت نميشود.
دانش ژنتيك و دانش هاي اجتماعي و نمونه هاي گوناگون جوامع بي خدا، فطري
بودن خدا شناسي را رد ميكنند. ( رد اين برهان در چند جا در اينترنت و ..موجود است)
پيامبران هم ميكوشيدند با برهان هاي ساده وجود خدا را ثابت كنند ( براي مردم ساده)
مانند اينكه پربدگان را چه كسي روي هوا نگه ميدارد و چه كسي سقف 7 آسمان را
نگه داشته كه بروي زمين نيفتد و چه كسي گياه و مواد غذايي را از زمين ميروياند
و غيره ... كه اين برهان ها هم ديگر پاسخگوي تراز نوين دانش و آگاهي امروزين نيستند.
نكته ي ديگر انيست كه دين را هم پيامبران چنانكه گفتم، كوشيدند كه به انسان، از راه
برهان هاي عقلي عرضه كنند و حتي آمده است كه " سخنها را بشنويد و بهترين آنها
را انتخاب كنيد " كه بروشني نشان ميدهد كه به عقل شنونده رجوع شده است.
( البته به جاهايي كه دين را با زور برقرار كرده اند و خيلي هم زياد بوده ،كاري نداريم )
پس بر اين پايه، نميتوان گفت كه چون عقل بشر ناقص است، پس بايد از آيات و وحي سود
برد، بلكه خود پذيرفتن يك دين و آيه ها و فرمان هاي آن، پس از تعقل ممكن است.
نكته ئ واپسين هم اينكه، در 1400 سال پيش و يا پيشتر از آن، اصولاً در ميان مردم،
( مثلاً عربستان و ايران و روم و ..) كسي كه بيخدا باشد يافت نميشد و يا كمياب بود
و از فيلسوفان ماترياليست و بيخدا، تنها چند گزارش از يونان باستان هست.
پس نيازي هم نبوده است كه در 1400 سال پيش در عربستان، وجود الله را ثابت كرد و
بر اين ميبينيم كه بيشتر تلاش قران اينست كه الله را بعنوان خداي يگانه معرفي كند
و نه يك خدا در ميان خدايان بيشمار ( چون خود مشركين هم الله را پرستش ميكردند و
وجود او را پذيرفته بودند). پس چون خود مشركين هم الله را ميپرستيدند، نيازي به اثبات
وجود خدا و الله نبود و تنها " يكتايي " او بود كه مورد اختلاف و جنگ بوده.
امّا امروزه، چون بيخدايان بسيار بسيار بيشتر از آنزمان ها هستند و تراز دانش و آگاهي
و ژرفاي انديشه هم بالا رفته، اكنون نياز به اثبات خدا پيدا شده است كه تاكنون هم در
اين كار، خداباوران كامياب نبوده اند و با هر وايافت دانشيك و كشف علمي، واپس نشسته اند .
|
|
با عرض معذرت و سلام .... |
|
|
|
توسط زيـبـا نوشته شده |
|
البته با ابزار هاي علمي و .. ميتوان همه طيف امواج الكترومغناطيسي،
از جمله مادون سرخ و ماوراء بنفش را ديد و يا آثار وجودي آنها را
نشان داد. " مشاهده" يك پديده كه تنها با چشم غير مسلح و يا مشاهده
مستقيم خود آن پديده كه نيست، بلكه مشاهده از راه ابزار كمكي و همچنين
دين " آثار وجودي " آن است.
پس براي اثبات خدا هم ، اگر تنها كسي بتواند آثار وجودي وي را نشان دهد،
يعني نشان دهد كه مثلاً فلان پديده، جز بدست خدا، از هيچ راه ديگري قابل
توضيح نيست، آنگاه وجود خدا و يا نيرويي فراي نيرو ها و قانون هاي طبيعت
و فيزيك را اثبات كرده است. ( ولي اينكار هنوز انجام نشده)
بعد هم ، زماني كه هنوز وجود خدا اثبات نشده، نميتوان گفت كه
او خود را در جايي معرفي كرده است ( چون معلوم نيست كه
خود او بوده باشد). پس از اين استدلال دايره اي هم نميتوان سود
برد كه خدا هست چون در قران نوشته است كه خدا هست و خود
قران را هم كه خدا فرستاده.
خير شما از فيزيک چيزي نمي دانيد ....
به اين تصوير بنگريد ...
هر دو سمت طيف نوري را باز گذاشته ....
يعني ما هنوز به اين بخشها اطلاعي نيافته ايم .....
همچنين کوچک و حقير بودن روزنه قابل رؤيت نور را نيز به سادگي نمايانده است ....
مي بينيد تا چه حد آگاهي هاي بشر ناچيز است ....
من اگر در گفتمان هم به شما ميگفتم دانش بشر ناچيز است ، نه از سر جهل به آن .... که از روي آگاهي و اطلاع مي گفتم .....
اينجا نيز همين را ميگويم ....
همچنين است روزنه شنوايي بشر .....
از اعدادي ما بين 20000 الي 100000000000000000000000 هرتز فقط محدوده مابين 400000000000000 الي 750000000000000 هرتز امواج الکترومغناطيس براي ما قابل رؤيتند .....
تيزبين ترين چشم بشر ، نه کمتر از 400000000000000 هرتز را توانسته ببيند ، و نه بيشتر از
750000000000000 هرتز را ....
و امواج مابين 20000 هرتز تا 400000000000000 و نيز از 750000000000000 هرتز تا 100000000000000000000000 هرتز ، با استفاده از ابزار بسيار دقيق و پيشرفته علمي توانسته اثبات کند .....
اما پايينتر از 20000 هرتز .... و نيز بالاتر از 100000000000000000000000 هرتز را اصلا تا کنون نتوانسته هيچ اطلاعي از آن به دست آورد ....
زيرا تا کنون از ساختن حتي ابزار اوليه اي که بتواند فقط آن را اثبات کند نيز عاجز است .....
به فرض هم که به چنين تکنولوژي يي دست يابد ، تازه لايه هايي که تاکنون از ديد بشر پنهان مانده اند ، آشکار شده و بشر عالم و خردمند ، خود را در ميان اقيانوسي از مجهولات دور از دسترس خواهد ديد که به عجز خود در برابر آفرينش عظيم خدا بيش از پيش اذعان خواهد نمود .....
همچنانکه تا کنون اذعان کرده ......
بنا بر اين ، ادعاي آگاهي از اسرار آفرينش ، ادعايي کودکانه و گزافه اي از سر جهالت است ....
کافي است کسي پرده هاي ضخيم لجاجت ، تعصب و خشک مغزي را از چشم خود دور سازد .... آنگاه به روشني آفتاب حقيقت را خواهد ديد ....
