|
|
خورشید رو میشه اثبات کرد اما فایده نداره و اعتقاد به وجودش در بین انسانها با این کار بیشتر نمیشه. اگر کسی همیشه خودش را توی یک اطاق بدون روزن محبوس کرده باشه، راه درک خورشید اینه که اول وضعیت خودش رو درک کنه و از اطاق بیرون بیاد یا لااقل برای خودش راهی به خارج درست کنه |
|
|
|
توسط حق جو نوشته شده |
|
------------------------------
زيبا :
کافي است کسي خود را به نابينايي زده باشد ....
آنگاه همين اثبات ساده خورشيد ، مشکلي لاينحل خواهد شد ....
-------------------------------------------
زيبا :
|
|
|
|
|
|
توسط زيـبـا نوشته شده |
|
همين كه اين عكس بوجود آمده است، نشان ميدهد كه آدمي به وجود
فركانس هاي ديگر الكترومغناطيسي هم در كنار نور مرئي كه خود
آنهم امواج الكترومغناتيسي است، پي برده است ديگر! از كجا پي برده؟
از آثار وجودي اش پي برده است. و توانسته دستگاه اشعه ايكس، رادار،
راديو ، دستگاه ميكرووايو ، دوربين مادون سرخ و الخ را با اين دانسته
ها بسازد. پس سخن همان است كه گفتم، مشاهده تنها به چشم نيست بلكه
با آثار وجودي هم هست .
شكي نيست كه بسياري از چيز ها هنوز كشف نشده اند و يا ديده نشده اند،
ولي آثار وجودي و يا احتمال بودن آنها، از راه استنتاج استقرائي هست.
مثلاً ميدانيم كه موج الكترومغناطيسي با فركانس 1000 هرتز هست، پس
احتمال دارد كه با فركانس 2000 يا 2 ميليون هرتز هم باشد.
يعني احتمال اينكه چيزهايي كه نميدانيم و ديده نشده اند، باشند و يا نباشند،
ولي چون در منطق، اصل بر عدم وجود است، نميتوان وجود چيزي را
كه كلاً هيچ چيزي از آن و آثار وجودي ان ديده نشده و اثبات نشده است
را موجد فرض كرد، بلكه در منطق ، آن چيز معدوم فرض ميشود.
از خداوند، هيچگونه آثار وجودي ديده نشده است
كسي هم ادعا نكرده است كه از اسرار " افرينش" ( كه هنوز ثابت نشده است
كه آفرينشي در كار بوده ) آگاه است، بلكه دانش آدمي كم كم بالا ميرود.
====================================
زيبا :
در منطق ، اصل نه بر وجود است و نه بر عدم وجود ....
هرکدام که ادعا شوند ، ناچار بايد اثبات شوند ....
اگر شما ادعاي انکار داريد ، ناچار بايد ادعاي خود را اثبات کنيد ....
منتها براي فرار از اين ورطه ، سعي مي کنيد با اين ترفندها ، توپ را به زمين حريف بيندازيد ....
خير ، اصل بر عدم نيست ..... همچنانکه بر وجود هم نيست ..... اصل بر جهل است .....
در مورد امواج الکترو مغناطيسي ....
شما قبلا ادعا مي کرديد :
|
|
هرمز بهمن :
|
|
|
|
البته با ابزار هاي علمي و .. ميتوان همه طيف امواج الكترومغناطيسي، |
|
|
|
|
|
و حالا ميگوييد :
|
|
هرمز بهمن : |
|
|
|
شكي نيست كه بسياري از چيز ها هنوز كشف نشده اند و يا ديده نشده اند، |
|
|
|
|
|
اين خود يک گام عقب نشيني از تحجر است .... به شما تبريک ميگويم ....
من هم همين را ميخواستم به شما ثابت کنم .... نه وجود خدا را .....
وجود خدا نيازي به اثبات ندارد .....
اظهر من الشمس است ....
اگر شما توانستيد وجود خورشيد را به من ثابت کنيد ، من هم وجود خدا را اثبات خواهم کرد ....
کسي که هنوز نميداند اصولا آفرينشي بوده يا نه .... چگونه مي تواند در مورد آفريننده نظر بدهد و ادعايي کند ....؟!!
کسي که از اسرار آفرينش بي خبر است ، چگونه مي تواند منبع اسرار را انکار کند .....؟؟؟
مولانا ، آفرينش بيشعور را به سادگي و با يک منطق علمي رد ميکند :
جان نايافته از هستي بخش ............. کي تواند که شود هستي بخش


