تبليغاتX
زيبا سرا - ابرو باد و مه و خورشيد و فلک در کارند تا آقاي هرمز بهمن از زير بار اثبات ادعاي خود شانه خالي کنند ..

زيبا سرا

گفتمانهای زیبا





Powered by WebGozar

 
 

sareban نوشته :

براي دچار نشدن به جر وبحث بيهوده ، يك دين به ما نشان دهيد كه با شمشير اثبات شده باشد!
 
 
زيبا :
 
ديانت مقدس مارکسيسم .....
تا زماني که با زور بر سر مردم شوروي حاکم بود ، همه تابع بودند ....
به محض افتادن شمشير ، همان مردم بر سرش ريختند و زير پا لهش کردند .....
 
 
 

sareban نوشته :

اتفقا ماركسيسم ، مثال خوبي براي رد اين نظريه است!
چه كسي نصف دنيا را بر عليه دنياي سرمايه داري شوراند ؟
شمشير ؟! يا كتابهاي شبه علمي(!) ماركس و انگلس و لنين!
قطعا اين فكر كارل و اوج گيري عدالت خواهي بود،
كه در دو صده گذشته توانست اين تفكر را جهاني كند
و نه بمب هاي اتمي گورباچف!
دينها از قلبها و عقلها وارد ميشوند نه از ديوارها !
 
 
هرمز بهمن :
 
خير،
روشن است كه از تاريخ چيزي نميدانيد.
نيروي ماركسيستها پس از دهه ها كار روشنفكري و كتاب نويسي
و .. به آن حد رسيد كه توانستند مردمي را گرد بياورند كه بزرگترين
از خود گذشتگي ها را در راه عدالت اجتماعي بكنند و بر نيمي از جهان
فرمان برانند و اتفاقاً، اين شمشير و تحميل مسابقه ئ نظامي بود كه آنهارا
شكست( سياسي) داد و هنوز در زمينه ايدئولوژي و جهان بيني كسي به پاي
آنها و ايده ئ ماترياليسم نميرسد!
 
 
زيبا :
 
مرا بگو ....
ابتدا خواستم جوابي بدهم .... بعد ديدم خودتان از گفته هاي خودتان به خنده افتاده ايد ....
 
 
پاسخ هرمز بهمن به اين نوشته زيبا :
 
نقل قول زيـبـا نوشته :
 
 
دليل بر عدم هم نيست ....
در منطق نه اصل بر عدم است نه بر وجود .....
گفتم که اصل بر اثبات هر ادعايي است .... اصل بر جهل است تا آنگاه که اثبات يا ردي صورت گيرد ....

آفرينش نيازي به اثبات ندارد ....
اما شما از بس سفسطه بافته ايد و در آن غرق شده ايد (راستي هنوز سفسطه تدريس مي کنيد ؟ ) ، سخن مرا نيز به همان شيوه تفسير و تعبير مي کنيد که مي خواهيد .... و امانتدار نيستيد ....
گفتم :
و شما سخن مرا تحريف کرديد و از زبان من چنين بافتيد :من هرگز نگفتم آفرينش اثبات نمي شود ....
گفتم ذات شما از هستي چيزي را در نيافته تا بتوانيد خود ، هستي بخش باشيد ....
تا بتوانيد هستي را حتي درک کنيد ...
چه رسد به اينکه در موردش سخني بگوييد ....
ثانيا هرگز فيزيک نتوانسته ازلي بودن ماده را اثبات کند .... در حد يک فرضيه است ....
اما اثبات بقاي ماده نيز تا زماني است که همين قوانين بر جهان حکمفما باشند ....
اما اگر به هر دليل و به هر صورتي اين قوانين دچار تغيير و تحول شوند ، بسياري از معادلات و فرمولهاي حتي اثبات شده نيز به هم خواهند خورد ....
اين يک استدلال بر اساس پيشفرضهاي فعلي است که قوانين فيزيک و شيمي را اثبات شده ميدانيم .....
اما هيچ دليل اثبات شده و قاطعي هم نيست که نشان دهد اين قوانين و پارامترها ، از ازل هيچ تغييري نکرده و تا ابد نيز بي تغيير بمانند .....
 
 
 
 
 
هرمز بهمن : 
خير،
روشن ميشود كه از منطق چيزي نميدانيد.
در منطق اصل و پيشفرض ( default ) بر عدم وجود است،
شايد منطق شما جور ديگري است و وجود هر چيز اعدايي
را اصل ميدانيد، پس اگر بگويم كه دراكولا و هاري پاتر
وجود دارند، شما بايد قبول كنيد!

اصل نخست فيزيك ميگويد كه ماده ( انرژي+ جرم) نميتواند از هيچ پديد
بيايد ( و نميتواند به هيچ دگرگون شود). اين يعني اينكه ماده ازلي و ابدي
است، يعني هرجا زمان بوده، ماده هم بوده و ايندو از هم جدا نيستند، يعني
زماني نبوده است كه ماده نبوده باشد.
پس روشن است كه از فيزيك هم چيزي نميدانيد.

ديگر اينكه، شما نميتوانيد آينده را مصادره به مطلوب كنيد و
بگوييد كه معلوم نيست كه از فردا، قانون هاي جهان تغيير
بكنند و مثلاً الكترونها بجاي بار منفي، تصميم بگيرند كه بار
مثبت داشته باشند.
 
 
peeshgooyy :
 
سلام جناب هرمز
معلوم هست كه شما با علوم مختلف آشنايي داريد
اما بايد به شما يادآور بشم كه اصلا دور از ذهن نيست كه فردا بگن ما تا الان فكر مي‌كرديم الكترون و پروتون و نوترون همه كاره بودن. الان متوجه شديم كه فلان و فلان همه كاره هستند و علم فيزيك و شيمي و ... زير و رو بشه.
بايد مطلع باشيد كه ذرات ريزتر از الكترون هم وجود دارند . حتي ابرهايي هم وجود دارند. با اين حال خوشحال مي شم اگر خداي خودتون رو اثبات كنيد.
 
 
هرمز بهمن :
 
1-دگرگوني علم ، تكاملي است و نه نفي كلي گذشته ها
براين پايه ميبينيم كه دستاورد هاي دانش كارآمد هستند
و اگر همه دانسته هاي ما نادرست بود، هواپيماي ما
سرنگون ميشد، ولي ميبينيم كه هواپيماي دوباله جاي خود
را به هواپيماي جت ميدهد و هواپيماي جت جاي خود را
به آپولو و الخ... پس هواپيماي جت، هواپيماي دوباله را
نفي نميكند، بلكه تكامل آن است و دگرگوني دانش هم چنين است.

2- من چند بار بگويم كه من خدايي ندارم كه ثابتش كنم و ميگويم
كه خدا نيست. حالا شما گيرداده ايد كه من خداي خود را ثابت كنم؟
 
 
peeshgooyy :
 
سلام جناب هرمزدرباره‌ي خدا بايد از شما معذرت بخوام.شما يك صحبت بزرگ كرديد.دگرگوني علم تكاملي است و نه نفي گذشته‌ها.اين رو مي‌تونيد اثبات كنيد؟بعد از اثباتتون درباره‌ي جناب كوپرنيك كه علم قديم خودشون رو متحول كردند صحبت كنيد.اگر به خاطر نداريد بايد به شما ياداوري كنم كه جناب كوپرنيك علم گذشتگان خودش رو با جمله‌ي اين خورشيد نيست كه به دور زمين مي‌گردد دگرگون كرد.خواهش مي‌كنم بعد از اثبات اون جمله، در اين باره هم صحبت كنين
 
 
هرمز بهمن :
 
نخست بگوييم كه روند تكاملي چيست. بسادگي، زماني كه يك سيستم كه داراي عناصر
پرشمار است، در درازاي زمان، آنگاه روند تكاملي دارد كه عناصر درست و پاسخگوي
خود را نگه دارد و عناصر نادرست خود را كه پاسخگوي پرسشهاي نيستند كنار نهاده و
جاي آنرا با عناصر درست و يا درست "تر" پر كند و يا اينكه جاي تهي برخي پرسشها
و پاسخ ها را با يافته هاي تازه پر كند.
دانش هم يك سيستم انبار شناخته هاي آدمي است كه اجزا و عناصر آن هم با هم در پيوند
هستند. اين سيستم در هر دوره و زمانه اي، پاسخگوي برخي پرسشها بوده است و براي
برخي پرسشها هم پاسخي نداشته و يا براي برخي پرسشهاي هم پا سخ نادرست داشته است.
در روند تكاملي، پاسخهاي درست بجا مانده اند و جاي پاسخ هاي نادرست و يا بي پاسخي را
پاسخ هاي درست و يا درست تر و يا پاسخ هاي نوين گرفته اند.
چند مثال :
براي اينكه همين مثال كپرنيكوس را بگيريم، سيستم كيهانشناسي او را با سيستم كيهانشناسي
ارستويي- بطلميوسي ( كه قران هم آنرا گرفته است) ميسنجيم. هيئت بطلميوسي ( كيهانشناسي
پتوله مه اوس اسكندريه اي) چند گزاره دارد،
گزاره هاي ان چنين هستند
1- هفت سياره داريم
2- مركز جهان زمين است
3- سيارات در مدار ميگردند
4 سيارات بدور زمين ميگردند
5- ماه بگرد زمين ميگردد
6- سيارات و ماه و .. داراي زمان گردش مشخصي هستند
7- دور ترين فلك، فلك ستارگان است
8. افلاك و يا آسمانها ( هفت آسمان دنيوي كه به مرز فلك ستاره اي ختم ميشوند) از جنس بلوري هستند
و استوار و محكم ميباشند و سيارات و ستارگان به آنها چسبيده اند و به همراه آنها حركت ميكنند
و بر اين پايه اينگونه نگاه داشته ميشوند و نميافتند و از مدار منحرف نميشوند.



ميبينيم كه همه گفته هاي بطلميوس نادرست نبوده و حتي با اين سيستم، ميتوانسته اند
كه ماه و خورشيد گرفتي و ديگر تركيبات و تقارن هاي سياره اي را محاسبه كنند.
يعني شماره 1 درست بوده، چون هفت سياره را داريم و اينكه سيارات ديگري هم كشف شده اند
درستي وجود اين هفت را نفي نميكند. ولي از سوي ديگر، شماره ئ 2 عنصري نادرست بود كه برخي
محاسبات را دچار اشكال ميكرد ( مثلاً در محاسبه مدار تير يا عطارد، شماره 3 درست است
چون گردش سيارسات درست است، گرچه مركز گردش 4 را نادرست گفته، شماره 5 درست است، چون ماه بگرد
زمين ميچرخد، شماره 6 درست است، چون زمان گردش هر سياره اي مشخص است، شماره 7 درست
است، ستارگان براستي دورتر از سيارات و خورشيد هستيند و شماره 8 كمي درست است، چون نشان
ميدهد كه جناب فكر اين را كرده بوده است كه چه چيزي اين سيارات را در مدار خود نگه ميدارد
ولي چون از نيروي گرانش ( جاذبه عمومي ) آگاهي نداشته، انديشيده است كه آسمانها طبقات
پوست پيازي بلورين هستند كه سيارات را در خود نگه ميدارند! و بخش نادرستش هم همين بوده!

حال كپرنيكوس آمده و عنصر نادرست اصلي را مركز بودن زمين است را برطرف كرده و عنصر
تازه و درست را كه مركز بودن خورشيد است را بجاي آن نهاده و انگونه، اين سيستم كيهانشناسي
را " متكامل " كرده است.



يا اگر نيوتون و انشتين را اگر نگاه كنيم، انشتين، نيوتون را نفي و نقض نكرد، بلكه فورمول
كاملتري ارائه داد كه در سرعت هاي بالا هم جواب ميداد و در سرعت هاي پايين ، خودبخود به
فورمول هاي نيوتون تبديل ميشد. يعني نيوتون همين اكنون هم در محاسبه هاي مكانيكي
كاربرد دارد و نفي نشده است ولي در سرعت هاي نزديك به سرعت نور، ديگر از مكانيك نيوتوني
سود نميبرند و از انشتين سود ميبرند،

يا مثال ديگر، كامل شدن فيزيك با فيزيك كوانتوم است كه براي جهان ريز ( ميكرو كاسموس)
جواب ميدهد و فيزيك كلاسيك براي جهان درشت ( ماكرو كاسموس) جوابگوست و الخ ...


نه تنها دانش، بلكه همه پديده هايي كه با زندگي سرو كار دارند، از خود موجودات گرفته
تا فرهنگ و جامعه و تكنيك و .. در حال تكامل هستند، حتي هواپيما هم نخست دوباله و قراضه بوده
كه اكنون جمبو جت و مافوق صوت شده است ولي جمبوجت نقض و نفي هواپيماي دوباله نيست، بلكه
تكامل آن است.
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1385ساعت 9:15  توسط زيبا  |