مغناطیس بندگی
شما اصلا ذهنیت ارباب رعیتی میان ما و خدا را از ذهن خود خارج کنید ....
رابطه خدا و بنده ، رابطه مغناطیسی ، طرفینی و عاشقانه است ....
انسان (موجودی ضعیف ، کوچک و دور افتاده) به سمت خدا (کمال مطلق) چه بخواهد و چه نخواهد در حرکت کلی شریک است :
یا ایها الانسان إنک کادح إلی ربک کدحا فملاقیه
ای انسان تو (خواهی نخواهی) به سمت آنکه (به واقع) همه چیز توست (مالک و تربیت کننده توست) به سختی گام بر می داری و به او هم خواهی پیوست ....
این حرکت کلی ، خودش نوعی عبادت است .... عبادتی اجباری ...
بنا بر این ، همه موجودات ، و در پیشاپیش همه ، موجودات هوشمندتر و هوشمندتر در حال بندگی و عبادت خدا هستند ... گرچه خود ندانند ....
سبحانه بل له ما فی السموات و الارض کل له قانتون
بی هیچ نقص و ایرادی است او بلکه از آن اوست آنچه در آسمانها و زمین است همگی در برابرش گوش به فرمان ایستاده اند (اطاعت بی اختیار) ....
(ناگفته پیداست این اطاعت ، همان در بند قوانین هستی بودن است ، نه اطاعت اختیاری بشر که خود ، بخشی از اطاعت کلی است ولی اختیارش به انسان تفویض شده ....)
پیروی بی اختیار از قوانین حاکم بر هستی توسط همه موجودات ، از جمله موجودات زنده و هوشمند ، به خصوص انسان ، خودش پیمودن راه بندگی است ....
همه بی چون و چرا بنده خدای آفریننده و قانونگذار جهان یا جهانهای هستی هستند ....
چه بدانند و چه ندانند ....
چه بخواهند و چه نخواهند ....
امیدوارم توانسته باشم به درستی نظرات خود را بیان کنم ....
رابطه خدا و بنده ، رابطه مغناطیسی ، طرفینی و عاشقانه است ....
انسان (موجودی ضعیف ، کوچک و دور افتاده) به سمت خدا (کمال مطلق) چه بخواهد و چه نخواهد در حرکت کلی شریک است :
یا ایها الانسان إنک کادح إلی ربک کدحا فملاقیه
ای انسان تو (خواهی نخواهی) به سمت آنکه (به واقع) همه چیز توست (مالک و تربیت کننده توست) به سختی گام بر می داری و به او هم خواهی پیوست ....
این حرکت کلی ، خودش نوعی عبادت است .... عبادتی اجباری ...
بنا بر این ، همه موجودات ، و در پیشاپیش همه ، موجودات هوشمندتر و هوشمندتر در حال بندگی و عبادت خدا هستند ... گرچه خود ندانند ....
سبحانه بل له ما فی السموات و الارض کل له قانتون
بی هیچ نقص و ایرادی است او بلکه از آن اوست آنچه در آسمانها و زمین است همگی در برابرش گوش به فرمان ایستاده اند (اطاعت بی اختیار) ....
(ناگفته پیداست این اطاعت ، همان در بند قوانین هستی بودن است ، نه اطاعت اختیاری بشر که خود ، بخشی از اطاعت کلی است ولی اختیارش به انسان تفویض شده ....)
پیروی بی اختیار از قوانین حاکم بر هستی توسط همه موجودات ، از جمله موجودات زنده و هوشمند ، به خصوص انسان ، خودش پیمودن راه بندگی است ....
همه بی چون و چرا بنده خدای آفریننده و قانونگذار جهان یا جهانهای هستی هستند ....
چه بدانند و چه ندانند ....
چه بخواهند و چه نخواهند ....
امیدوارم توانسته باشم به درستی نظرات خود را بیان کنم ....
+ نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم فروردین 1386ساعت 17:3  توسط زيبا
|

